‎خانه / نگاه آزاد / تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

محمدتقی فاضل میبدی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در گفتگو با «انتخاب خبر» از حق برخورداری مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران از گفتگو و مذاکرات و حق مطالبه پاسخ از حاکمیت سخن گفته است که در ادامه می خوانید.

حضرتعالی از معدود روحانیونی هستید که نزدیک به بیت آیت الله حسینعلی منتظری بوده اید. فقیه عالیقدر درباره نحوه برخورد با مخالفان و منتقدین جمهوری اسلامی ایران چه نظراتی داشتند؟
یک خاطره ای باید از ایشان در قبل از انقلاب نقل کنم. من از سال 1355 با آیت الله منتظری آشنایی داشتم و با ایشان رفت و آمد داشتم. یکی از دوستان خدمت آیت الله بودند و تعریف می کردند که یکی از روحانیون قم خدمت ایشان عرض کردند که فلان شخص ساواکی است و همکاری با ساواک داشته است. آیت الله منتظری به محض شنیدن این سخن خیلی برآشفته شدند و ایشان گفتند که «بر فرض اینکه این شخص همکاری با ساواک داشته است نباید اینگونه برخورد تندی با این شخص صورت گیرد. چرا به ایشان تهمت می زنید و غیبت ایشان را می کنید. نباید با این شخص برخورد تندی صورت گیرد.»

مرحوم آیت الله منتظری اخلاقی داشتند که حاضر نبودند با مخالفین فکری خودشان خیلی تند و خشن برخورد کنند. من یک بار ندیدم که ایشان با کسی برخورد تند و خشن داشته باشند. حتی وقتی در حضور ایشان درباره مخالفین ایشان در بعد از انقلاب اسم برده می شد ایشان حاضر نبودند که بشنوند.

یک تساهل و تسامحی در وجود ایشان بود که من در کمترین کسی سراغ داشتم و دیده بودم. آیت الله منتظری این اخلاق شخصی خودشان را به کل جریان انقلاب تعمیم دادند. به هر حال تا آنجایی که من با آیت الله منتظری آشنا بودم برخورد خشن و تند با مخالفین برای ایشان قابل تحمل نبود. این است که آیت الله منتظری از ابتدای انقلاب سرمسئله برخوردها و اعدام ها هم مشکل داشتند. این به خاطر خوی شخصی آیت الله بود. البته نگاه مذهبی آیت الله منتظری حتماً همین بوده است. بنابراین ایشان با مخالفین خودشان هیچگاه حاضر نبودند که به شکل خشن برخورد کنند و ایشان حتی سعی می کردند که مخالفین را به انقلاب و نظام جذب کنند.

یکی از موضوعاتی که از ابتدای انقلاب تاکنون در عرصه سیاست جمهوری اسلامی ایران غایب بوده است منطق گفت و گو بوده است. معمولاً گفت و گو در جامعه با منتقدین و مخالفان و نه با موافقان صورت می گیرد. اولین منطقی که اسلام و قرآن درباره کسانی که انتقاد دارند یا به شکلی مخالف یک جریان سیاسی هستند، یا از وضع حاکمیت موجود انتقاد دارند، پیشنهاد می کند منطق گفتگو است. باید نشست و با مخالفین گفتگو و صحبت کرد.

متأسفانه نظام جمهوری اسلامی ایران از اول انقلاب به گونه ای با مخالفانش برخورد کرده است که منطق گفتگو در میان نبوده است. خیلی از مخالفان یا منتقدین را می شد با گفتگو جذب و جلب کرد تا تبدیل به معاند نشوند. این منطق متأسفانه در عرصه سیاسی جمهوری اسلامی ایران یک منطق غایبی بوده است.

خداوند در قرآن به پیغمبرش دستور می دهد: « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»

این آیه یک دستور عجیبی است و سه نکته و امر مهم در این آیه قرآن وجود دارد. یکی اینکه بالاخره اگر عده ای خطا و اشتباه کردند پیغمبر باید از گناهان بگذرد و اگر هم حتی قانون خدا را زیر پا گذاشتند، پیغمبر برای آن ها طلب استغفار کند. سپس خداوند به پیامبر می فرماید موقعی که عفو کردی و برای مخالفین خودت طلب استغفار کردی با آن ها بنشین و مشورت کن. خداوند در قرآن منطق مشورت و گفتگو با مخالفان را به پیغمبر خطاب می کند، اما جمهوری اسلامی ایران تاکنون چنین عملی را انجام نداده است.

در کنار این دستور قرآنی، دستور دیگری در ادبیات دینی مسلمانان ذکر شده است. در نهج البلاغه از زبان حضرت امام علی(ع) در نامه به مالک اشتر آمده است که انسان باید در موضع قدرت، مخالفین خودش را عفو کند. «اَلْعَفْوُ عِنْدَ الْقُدْرَةِ مِنْ سُنَنِ الْمُرسَلینَ وَالْمُتَّقینَ». چندین بار این دستور در نهج البلاغه مطرح شده و گفته شده است اگر به قدرت رسیدید سعی کنید که مخالفین خود را عفو کنید.

نظام جمهوری اسلامی ایران حتی این دستورات مؤکد حضرت علی(ع) و فرامین اسلامی را خیلی جدی نگرفت. من بر این باور هستم که می شد با خیلی از کسانی که در جمهوری اسلامی ایران به زندان افکنده شده اند و حکم های سنگین و چند ساله گرفته اند به گونه ای دیگر برخورد کرد تا برخوردها تبدیل به زندان نشود و جمهوری اسلامی ایران در دنیا مرتب مورد سؤال قرار نگیرد.

اعتبار کشوری که با افزایش آمار زندانیان سیاسی مواجه باشد از بین می رود یا کاهش پیدا می کند. آمار بالای زندانیان عقیدتی-سیاسی برای کشور گران تمام می شود، اعتبار کشور در دنیا کمتر می شود، سرمایه گذاری خارجی کمتر می شود، اختلافات داخلی در کشور افزایش پیدا می کند، خیلی از خانواده ها دچار مشکل می شوند؛ این است که نظام جمهوری اسلامی ایران باید اصل را بر این می گذاشت که مخالفان خودش را جلب کند، در موضع قدرت عفو کند و سعی بر آن داشته باشد که آمار زندانیان سیاسی-عقیدتی خیلی افزایش پیدا نکند. اما نظام جمهوری اسلامی ایران چنین نکرد.

بسیاری از دوستان ما به زندان ها افکنده شدند و در حضور بازجو، بازپرس و قاضی نشستند و بازجویی و بازپرسی شدند و حکم برای آن ها صادر شد. من بر این باور هستم این افرادی که حکم صادر می کنند و به زندان می افکنند اگر بیش از فقه، اخلاق اسلامی در حکومت داری می خواندند و تمام تعالیم اسلامی را مطالعه می کردند شاید کار جمهوری اسلامی ایران به این جاها نمی رسید. اگر این افراد منطق نلسون ماندلا و گاندی یا شخصیت های این چنینی را مطالعه می کردند شاید امروز وضع جمهوری اسلامی ایران در دنیا بهتر بود. بنابراین عفو و گذشت در موضع قدرت از دستورات جدی اسلام است.

در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران مخالفانی در خارج از کشور دارد که به «اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور» معروف هستند. در داخل کشور هم جمهوری اسلامی ایران مخالفانی دارد که ساختار موجود این نظام را بارها به چالش کشیده اند. این مخالفانی که در داخل کشور هستند به «اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور» معروف هستند. منتقدین و جنبش های اجتماعی موجود در داخل کشور هم در زمره اپوزیسیون اخیر هستند.

آیا گفت و گوی ملی بین جمهوری اسلامی ایران و اپوزیسیون داخل و خارج کشور ضرورت دارد؟

این را هم باید اضافه کرد که اکنون 7 میلیون ایرانی در خارج از کشور به سر می برند که جزو پناهندگان سیاسی- اجتماعی بودند و بخشی از آن ها حتی نخبگانی هستند که مهاجرت نموده اند.

از طرفی، نظر آیت الله منتظری در خصوص برخورد نظام جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون چه بود؟
منطق آیت الله نشان می داد که جمهوری اسلامی ایران باید مخالفین خودش را بر سر سفره نظام و انقلاب و کشور دعوت کند تا آن ها به آغوش ملت و میهن بازگردند. البته این منطق کلی ایشان بود.

حجت الاسلام محمود علوی، وزیر اطلاعات در دوره اول دولت آقای روحانی یک سخنرانی خیلی خوبی برای جذب افراد خارج از کشور ایراد کردند تا به کشور بازگردند. خود من نیز مقاله ای در روزنامه شرق نوشتم و از حرف ایشان خیلی استقبال کردم. یک وقتی هم از وزارت اطلاعات گرفتم، خودم به تهران عزیمت کردم و در وزارت اطلاعات شخصاً با آقای علوی صحبت کردم.

گفتم جناب آقای علوی، حرف بسیار خوبی مطرح نموده اید. خیلی از دوستان ما در خارج از کشور سرگردان هستند، حالا به دلیل یک مصاحبه، به دلیل یک پیامی یا کلامی از بازگشت به کشورشان ترس و واهمه دارند.

به ایشان عرض کردم که شما الآن وزیر اطلاعات هستید و محبت کنید اقدامات لازم در خصوص بازگشت این افراد را انجام دهید. آقای علوی به من گفتند چند اسم مطرح کن و من حتی چند اسم خدمت ایشان عرض کردم. بعد با معاون آقای علوی، آقای پورفلاح صحبت کردم و چند تا اسم به ایشان ارائه دادم. البته آقای پورفلاح حرف های دیگری هم زدند و گفتند بالاخره قوه قضائیه و سازمان اطلاعات سپاه هم در خصوص بازگشت این افرادی که شما نام بردید دارای نظر هستند و وزارت اطلاعات یکی از ارگان های مرتبط است.

بنابراین اینجانب در دولت آقای روحانی تلاش کردم تا چنین امری محقق شود. البته در دوره آقای احمدی نژاد چنین صحبت ها و رفتارهایی غیرممکن بود. در زمان دولت آقای روحانی، براساس منطقی که ایشان داشت و وعده هایی که ایشان داده بود یکی از تلاش های من این بود که واقعاً این بچه های خارج از کشور که خیلی هم مشکل ندارند حالا با یک عفو یا یک دعوت به ایران بازگردند. اما متأسفانه این اقدام از سوی وزارت اطلاعات پی گیری نشد. من فکر می کنم وزارت اطلاعات در این بخش خیلی صاحب اختیار نیست. حتی خود آقایان در وزارت اطلاعات به من گفتند که بخشی از کار هستند.

پیشنهاد می دهم که اگر فردی در خارج از کشور در قوه قضائیه واجد پرونده قضایی است باید با قوه قضائیه صحبت بشود و اگر پرونده افرادی در خارج از کشور سبک و ناچیز است این افراد به داخل کشور دعوت شوند.

الآن حداقلی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور به دنبال براندازی و تغییر رژیم و این حرکت های افراط گونه هستند، اما بخش عمده ای از آن ها واقعاً اینگونه نیستند، نمی خواهند این نظام به هم بریزد، نمی خواهند نظام از هم بپاشد، می خواهند بازگردند و خدمت کنند، منتهی معلوم است که انتقاداتی هم دارند.

خیلی می شود با این افراد نشست و گفتگو کرد، ولی چرا این منطق در کشور ایران نهادینه نمی شود من نمی دانم؛ حتی یک آقایی به نام کاوه مدنی که برای معاونت سازمان حفاظت محیط زیست دعوت شده بود سرانجام به خارج از کشور بازگشت. حالا اینکه چه کسی و چه ارگانی در این کشور چنین حرکاتی را انجام می دهد من نمی دانم. اما آنچه مسلم است؛ آقایان با انجام برخوردهای این چنینی، افراد را هر چه بیشتر از قطار انقلاب و نظام پیاده می کنند.

الآن کشور و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در آستانه یک بحران قرار گرفته است. از مسئله افراطیون آمریکا و اسرائیل گرفته تا عربستان سعودی و بحران منطقه خاورمیانه. الآن تمام کشورهایی که اطراف کشور ایران هستند همگی گرفتار بحران سیاست خارجی هستند و تنها عاملی که می تواند کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران را در برابر این بحران ها بیمه کند یک گفتگوی ملی، یک عفو عمومی، یک آشتی ملی و سرانجام یک تفاهم ملی در داخل کشور است.

به نظر من جای این آشتی و تفاهم ملی در داخل کشور خالی است. این آشتی و تفاهم ملی می تواند کشور و نظام را در مقابل حوادثی که در آینده اتفاق خواهد افتاد بیمه کند. حوادثی در آینده کشور را تهدید می کند، پس اقدام برای آغاز یک گفت و گوی ملی و انجام آشتی ملی باید با قید فوریت صورت گیرد.

من علناً دارم در این مصاحبه عرض می کنم که اینجانب به وزارت اطلاعات مراجعه کردم و به آقایان عرض کردم که الآن باید نشست با افراد صحبت کرد، گفتگو کرد و یک تفاهم ملی ایجاد کرد. حالا راهکار چنین آشتی یا تفاهم ملی چیست من نمی دانم.

بارها در این کشور مشاهده شده است که ناگهان سر بزنگاه فردی را در فرودگاه بازداشت و پاسپورت او را اخذ می کنند و حتی پاسپورت او مسدود می شود، یا برعلیه کسی که توسط یک نهاد رسمی در جمهوری اسلامی ایران برای خدمت به کشور دعوت می شود اقداماتی انجام می گیرد تا او به خارج از کشور بازگردد، یا فردی که به ایران مراجعه می کند بدون هرگونه عذر موجهی بازداشت و به زندان افکنده می شود. معلوم است که اینگونه برخوردها منطق گفتگو را به هم می زند.

در دنیای خارج هم کسانی که به دنبال نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند وقتی مشاهده می کنند در داخل کشور چنین اختلافاتی وجود دارد، این اتفاقات می افتد، حریص تر می شوند که بر کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران فشار بیشتری وارد کنند.

بنابراین من در همین مصاحبه پیشنهاد می دهم که برای اینکه کشور و نظام در برابر این حوادث محکم ایستادگی کند باید گفت و گوی ملی انجام شود. اکنون بهترین حربه و ابزار کشور و نظام یک تفاهم ملی و یک وحدت ملی در داخل است.

در این راستا چه اشکالی دارد که دستوری صادر شود که حتی رهبران مشهور به «جنبش سبز» یا کسانی که در حصر هستند آزاد شوند. این به نظر بنده هیچ مشکلی در کشور ایجاد نمی کند بلکه خیلی مشکلات را در داخل و خارج کشور حل و فصل می کند. نه تنها اختلافی با پایان حصر این افراد ایجاد نمی گردد، بلکه پایان حصر بسیاری از اختلافات را کم می کند.

بالاخره آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد متعلق به این نظام هستند، دلسوز این نظام هستند و هیچ گاه این افراد قصد نداشته اند و نخواهند داشت که رهبر اپوزیسیون در داخل کشور شوند و به هیچ عنوان چنین اقدامی را نخواهند کرد؛ بنابراین اگر چنین اقدامی صورت گیرد معتقد هستم که آشتی ملی بیشتر و محکم تر خواهد شد.

حضرتعالی به یک گروه اقلیتی در خارج از کشور اشاره فرمودید که به دنبال «براندازی و تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران» هستند.

این را یادآوری می کنم که همین گروه اقلیت بارها در تشویش اذهان یا تغییر نگرش دولتمردان و نمایندگان پارلمان آمریکا و اروپا یا رهبران کشورهای عربی نسبت به جمهوری اسلامی ایران نقش به سزایی داشته اند.

حتی این گروه از اپوزیسیون در خارج از کشور بارها مقامات کشورهای مؤثر دنیا را در نشست ها و مراسم خود دعوت نموده اند و آن ها را با مخارجی که می کنند به حضور پذیرفته اند.

حالا راهکار جنابعالی برای این گروه اقلیتی که اشاره شد برانداز و به دنبال تغییر رژیم هستند چیست؟ چگونه می توان در راستای تبدیل وضعیت این افراد از معاند به مخالف و سپس منتقد جمهوری اسلامی ایران اقدام نمود؟ آیا می توان با این بخش از اپوزیسیون هم وارد یک گفت و گو شد؟
این گروه از اپوزیسیون در گام نخست باید از خودشان شروع کنند و طی یک بیانیه یا سخنرانی دست از موضع تغییر رژیم بردارند، چراکه تغییر رژیم در ایران به نفع هیچ کس حتی اپوزیسیون نخواهد بود. اینکه این بخش از اپوزیسیون نامه نگاری کنند و با ترامپ همکاری کنند به نفع هیچ کس نیست.

این گروه از اپوزیسیون می توانند طی صدور یک بیانیه یا انتشار یک نامه عنوان کنند که تحت شرایطی معتقد و باورمند به نظام جمهوری اسلامی ایران خواهند بود. این اقدام حتماً باید از طرف اپوزیسیون معاند و برانداز جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد.

از این طرف هم، نظام و بخش های اطلاعاتی و امنیتی آن مانند: وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضائیه باید افراد اصلی اپوزیسیون برانداز خارج از کشور را به داخل کشور دعوت کنند و با آن ها بر سر یک میز قرار گیرند و با آن ها گفت و گو کنند.

من معتقد هستم که حتی همین بخش از اپوزیسیون باید به داخل کشور دعوت شوند تا با آن ها گفت و گو و بحث و تبادل نظر صورت گیرد.

به هر حال این بخش از اپوزیسیون که برانداز هستند، نظرات و اختلاف ها و اشکالاتی دارند، و جمهوری اسلامی ایران و نهادهای حاکمیتی آن هم نظرات و اختلاف ها و اشکالاتی دارند. باید در این شرایط گفت و گو و بحث کرد.

اگر این بخش از اپوزیسیون در داخل کشور حضور پیدا کنند دیگر شمشیر که بر نمی دارند و علنی براندازی کنند. اپوزیسیون برانداز نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور نه طالبان هستند و نه داعش. افراد حاضر در این گروه از اپوزیسیون متعلق به این کشور و مردم هستند، منتهی الآن در خارج از کشور به دلیل فشارهایی که روی آن ها وجود دارد یا به دلیل اینکه کسی با آن ها گفت و گو نکرده است از چنین منطق تندی برخوردار شده اند.

خود این بخش از اپوزیسیون باید دست از منطق براندازی بردارد، نظام جمهوری اسلامی ایران هم در این صورت باید این افراد را به داخل کشور دعوت کند و به اتفاق سر یک میز قرار گیرند و دو طرف اقدام به گفت و گو و بحث و تبادل نظر کنند.

من بر این باور هستم که بسیاری از مشکلات مردم و کشور و نظام با چنین راهکاری رفع و رجوع خواهد شد.

منبع انتخاب خبر

‎برسی مجدد

صادق زیباکلام، ادعا و تکذیب ادعا

عبدالستار دوشوکی جناب آقای دکتر زیبا کلام   مطلب منتسب به جنابعالی را در مصاحبه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *