‎خانه / اخبار روزانه / تاثیرات شکست احتمالی برجام بر مناسبات اقتصادی ایران و آلمان

تاثیرات شکست احتمالی برجام بر مناسبات اقتصادی ایران و آلمان

خروج احتمالی آمریکا از توافق هسته‌ای برای اقتصاد آلمان زیان‌بار است. مناسبات بازرگانی ایران و آلمان حتی پیش از تصمیم ترامپ نیز برخلاف انتظارات اولیه رونق چندانی نیافت. موضوعی که تنها معلول سیاست‌های آمریکا نیست.

اندکی پس از توافق هسته‌ای جمعی از نمایندگان بلندپایه صنایع و اقتصاد آلمان به همراه زیگمار گابریل، وزیر اقتصاد وقت، راهی ایران شدند. هدف از این سفر بهبود و گسترش مناسبات بازرگانی دو کشور بود. موضوعی که با استقبال گرم ایران روبه‌رو شد.

صنایع نفت و گاز ایران در تابستان سال ۲۰۱۵ به پروژه‌های بزرگ اقتصادی مشترک با آلمان و دیگر کشورهای صنعتی چشم دوخته بود. بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته، صنایع ایران برای آنکه مجددا چرخ‌هایش به گردش در آیند، به ۱۰۰۰ میلیارد دلار سرمایه ظرف ۱۰ سال نیاز دارد.

بدیهی است که صنایع ماشین‌سازی، خودروسازی و حتی صنایع داروسازی و پزشکی آلمان بر آن بودند تا تکه‌ی بزرگی از این کیک پرحلاوت را تصاحب کنند. شرکت‌های بزرگ امیدوار بودند که با رفع تحریم‌های اقتصادی ایران، راه آنها به سوی بازار و صنعت ایران هموار شود.

رونقی که به دست نیامد

سه سال پس از آن سفر و امید و آرزوهایی که به همراه داشت، اکنون دوره ناامیدی و یاس آغاز شده است. گرچه مناسبات اقتصادی دو کشور آلمان و ایران ظرف این سال‌ها اندکی بهبود یافت، اما رونقی که انتظارش می‌رفت هرگز به دست نیامد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

اریک شوایتزر، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع آلمان پس از توافق هسته‌ای با ایران پیش‌بینی کرده بود که سطح مناسبات بازرگانی آلمان با ایران ظرف مدت چند سال به ۱۰ میلیارد یورو در سال برسد. این پیش‌بینی هم با واقعیت فاصله زیادی دارد.

در سال ۲۰۱۷ حجم مبادلات بازرگانی دو کشور ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون یورو بود. حال آنکه در سال ۲۰۱۴، یعنی زمانی که هنوز تحریم‌های اقتصادی ایران لغو نشده بودند، حجم مبادلات بازرگانی دو کشور ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون یورو بود.

با توجه به رفع تحریم‌ها و همچنین رفع تحریم‌های ۳۰۰ شخصیت حقیقی و حقوقی ایران، چنین رشد ناچیزی در حجم مناسبات بازرگانی دو کشور از حد انتظارات نخستین بسیار نازل‌تر است.

علت چیست؟

بازرگانی با ایران همچون حرکت به زمینی مین‌گذاری شده است. به‌ویژه بانک‌ها حاضر نیستند پروژه‌های بزرگ را از نظر مالی پشتیبانی و حمایت کنند.

بانک‌های آلمان از آن واهمه دارند که معاملات اقتصادی با ایران آن‌ها را مشمول تحریم‌ها و مجازات‌هایی کند که دولت آمریکا برای داد وستد با ایران پیش‌بینی کرده است.

حتی باراک اوباما نیز پیش از آنکه ترامپ از تشدید تحریم‌های ایران جانبداری کند، حاضر به لغو تحریم‌های مالی و بانکی ناظر بر مبادلات تجاری با ایران نشده بود. به‌ویژه این محدودیت‌ها‌ ناظر بر تجارت و همکاری اقتصادی با سپاه پاسداران هستند. سپاه پاسداران بر یک سوم اقتصاد ایران را در دست دارد و از این رو، بخش مهمی از اقتصاد ایران مشمول محدودیت‌ها و تحریم‌ها می‌شود.

از آن گذشته، همکاری بانکی با ایران برای بانک‌های اروپایی پرهزینه بوده است. به عنوان نمونه “کومرتس‌بانک” آلمان به علت همکاری بانکی و اقتصادی با ایران در سال ۲۰۱۴، یعنی در دوره پیش از لغو تحریم‌ها، به عنوان مجازات به پرداخت یک میلیارد و ۴۵۰ میلیون دلار ناگزیر شد.

وضع بانک‌های دیگر نیز بهتر از آن نیست. مثلا مجموعه بانکی “پاریبا”ی فرانسه حتی ناگزیر به پرداخت مجازاتی بالغ بر ۹ میلیارد دلار شد.

جایگاه آلمان در اقتصاد ایران

آلمان در سال‌های دهه ۷۰ میلادی نقش مهمی در اقتصاد ایران ایفا می‌کرد. ایران دومین شریک بزرگ اقتصادی غیر اروپایی آلمان بود و آلمان نیز بزرگترین شریک اقتصادی ایران به حساب می‌آمد.

اما ظرف سال‌های گذشته، جابه‌جایی آشکاری در جایگاه آلمان در اقتصاد ایران روی‌ داده است. به عنوان نمونه، چین به تدریج به یکی از بازیگران اصلی در اقتصاد ایران بدل شده است.

چین که حتی در دوره تحریم‌های اقتصادی ایران، اقدام به واردات نفت و گاز از این کشور می‌نمود، پس از توافق هسته‌ای موفق شد، سهم بزرگتری از اقتصاد ایران را از آن خود کند.

صنایع خودروسازی آلمان نیز، گرچه به آن امید بسته بودند، پس از رفع تحریم‌ها نقش مهم‌تری در بازار ایران برعهده گیرند، موفق به اجرای برنامه خود نشدند.

برخلاف آلمان، فرانسه سهم بزرگی از بازار خودروسازی در ایران را تصاحب کرده است. به عنوان نمونه، حدود ۵۰ درصد از یک میلیون و پانصد هزار دستگاه خودروی تولید شده در سال  ۲۰۱۷ در ایران متعلق به دو شرکت خودروسازی فرانسوی رنو و پژو بوده است.

علت موفقیت فرانسوی‌ها در بازار خودروسازی ایران، حمایت و پشتیبانی مالی از سرمایه‌گذاری و فعالیت اقتصادی آن‌ها در ایران بوده است. شرکت‌های آلمانی از یک چنین حمایت مالی محروم بوده‌اند.

پیامدهای احتمالی تصمیم ترامپ

تاثیرات و پیامدهای تصمیم دونالد ترامپ روز ۱۲ ماه مه (۲۲ اردیبهشت) برای اقتصاد آلمان در کوتاه‌مدت چندان تعیین‌کننده نیست. تصمیم ترامپ در گام نخست ناظر بر برنامه هسته‌ای ایران نیست، بلکه بیشتر ناظر بر ادامه یا تشدید تحریم‌های داد و ستدهای نفتی ایران است.

به این ترتیب، شرکت‌های خارجی که اقدام به خرید نفت از ایران بکنند، مشمول مجازات‌هایی می‌شوند که آمریکا برای داد و ستد نفت با ایران پیش‌بینی کرده است.

چنین امری به صدور نفت ایران به اتحادیه اروپا لطمه می‌زند و این بخش تعیینکننده‌ای از صدور نفت ایران را شامل نمی‌شود زیرا مشتریان نفت ایران عمدتا در آسیا هستند، به عنوان نمونه دو کشور هند و چین.

اما در گام بعدی، تشدید تحریم‌های ایران می‌تواند بر دامنه مناسبات بازرگانی آلمان و ایران نیز تاثیر نهد. تشدید تحریم‌ها در سایه خروج احتمالی آمریکا از توافق هسته‌ای بر تردیدها و نگرانی‌های مربوط به همکاری اقتصادی با ایران میدان می‌دهد و به احساس عدم اطمینان نزد شرکت‌های خارجی که مایل به فعالیت در ایران هستند دامن می‌زند. چنین پدیده‌ای می‌تواند مانع از حضور آن‌ها در اقتصاد و بازار ایران گردد. در چنین شرایطی، انتظار کسب رونق در مناسبات بازرگانی آلمان با ایران، می‌تواند یک انتظار خیالی و رویایی باقی بماند. انتظاری که لحظه به لحظه از واقعیت بیشتر فاصله می‌گیرد.

منبع دویچه‌وله

‎برسی مجدد

نامه هاشم خواستار به مامور اطلاعات مشهد

اقا میثم از داغترین مسئله که موجب تاثر شما و خوانندگان خواهد شد شروع میکنم. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *