‎خانه / نگاه آزاد / کدام کشور خارجی حذف هاشمی رفسنجانی را به مصلحت می‌دید؟

کدام کشور خارجی حذف هاشمی رفسنجانی را به مصلحت می‌دید؟

رضا تقی‌زاده – کیهان لندن

اظهارات یاسر هاشمی رفسنجانی پسر علی‌اکبر رفسنجانی روز دوشنبه، ۱۸ دی‌ماه، مبنی بر اینکه حسن روحانی گزارش شورای علی امنیت رژیم را پیرامون نحوه مرگ پدرش «قبول نکرده» و خواستار «بررسی مجدد» آن شده، نشان می‌دهد که اختلاف‌های عمیق درون حکومت پیرامون ابعاد اصلی و افشانشده‌ی این رویداد «فوق‌العاده مشکوک» همچنان سر به مُهر مانده است.

به دلیل اهمیت جایگاه شخص هاشمی رفسنجانی در صحنه سیاسی ایران، چنانچه حیات وی طولانی‌تر از علی خامنه‌ای می‌شد، او می‌توانست بر تعیین مسیر انتخاب رهبر بعدی حکومت تاثیر بگذارد. از این لحاظ، در شرایط انتقالی حکومت، حضور و یا غیبت رفسنجانی نه تنها در داخل، که خارج از ایران نیز از اهمیت بالا برخوردار می‌بود.

چند هفته پیش از نخستین سالگرد مرگ مشکوک هاشمی در استخر کوشک، فائزه دختر او مدعی شد طی جلسه‌ای با حضور اعضای خانواده رفسنجانی و اعضای شورای امنیت ملی به آنها اعلام شده در بدن او هنگام مرگ، ده برابر حد مجاز، آلودگی رادیواکتیو وجود داشته. او بدون ارائه توضیحات بیشتر در مورد نحوه سنجش میزان آلودگی بدن پدرش به مواد رادیواکتیو، اظهار داشت در بدن عفت مرعشی همسر اکبر رفسنجانی نیز ۳ برابر حد مجاز و فاطمه دختر دیگر هاشمی رفسنجانی هم آثار آلودگی به مواد رادیواکتیو وجود داشته.

جلسه اعضای «شورای امنیت ملی» که ریاست اسمی آن با رییس جمهور (حسن روحانی ) است ظاهرا چند روز بعد از مرگ رفسنجانی برگزار شده و این اطلاعات را فائزه تا کنون در اختیار داشته ولی تازه یک سال بعد از مرگ پدرش آن را افشا کرده است.

هاشمی رفسنجانی پیش از مرگ مورد معالجه با روش پرتودرمانی، و یا هر نوع معالجه دیگر قرار نگرفته بود و وجود مواد رادیواکتیو و مسمومیت ناشی از آن در بدن وی غیرعادی است.

آلودگی رادیواکتیو به میزان کمتر در بدن همسر و دختر رفسنجانی حاکی از احتمال سرایت غیرمستقیم و پوستی و در نتیجه تماس در خانه با اکبر رفسنجانی می‌تواند باشد در حالی که نحوه نفوذ مواد رادیواکتیو در بدن خود او و همچنین مشخصات مواد پرتوزا و نوع مسمومیت ناشی از آن روشن نیست. می‌توان تصور کرد که مواد پرتوزا از راه خوراک (صرف نوشیدنی و یا غذا)  به بدن هاشمی رفسنجانی راه یافته باشد.

فرضیههای مطرح شده

مرگ رفسنجانی غیرمنتظره و از زمان مرگ خمینی تا این تاریخ با اهمیت‌ترین مرگ یک چهره شاخص جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

همه نشانه‌ها حاکی است که رفسنجانی در روزهای منتهی به یکشنبه، ۱۹  دی ۱۳۹۵، که جان خود را در استخر از دست داد از سلامت متعارف برخوردار بوده، وگرنه (مطابق معمول) بعد از کار روزانه برای شنا راهی استخر نمی‌شد.

طول زمان ماندن رفسنجانی ( ۸۲ ساله) در استخر  به مدت دو ساعت به نوبه خود تامل‌برانگیز است. موضوع خاموش کردن بدون توجیه دوربین‌های مداربسته استخر بعد از ورود وی به استخر، دور شدن محافظان شخصی او از محل استخر سرپوشیده که هر دو بعد از مرگ به تصمیم شخصی وی نسبت داده شده‌اند، مشکوک و تامل برانگیز است.

مگر در موردی بسیار نادر و بروز سکته‌ای غیرمتعارف، بخصوص برای افراد سالمند، در صورت بروز ایست قلبی، که مرگ رفسنجانی بدون انجام کالبدشکافی به آن نسبت داده شده، او می‌توانست خود را کنار آب کشیده و کمک بخواهد.

مُهر و موم کردن بلافاصله دفتر هاشمی رفسنجانی در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت و انتقال فوری اسناد و مدرک شخصی او حاکی از اهمیت سیاسی این مدارک پس از مرگ او است. از جمله مدارک مفقود شده وصیتنامه علی اکبر هاشمی رفسنجانی است که تا کنون یافته نشده. رفسنجانی تاریخ انقلاب و دوران ۴۰ سال گذشته را روزنگاری می‌کرده و باقی نگذاشتن وصیتنامه  اهمالی است که به او نمی‌توان نسبت داد.

نحوه «یافتن» پیکر بی‌جان او در استخر و «معالجه» وی در بیمارستان شهدای تحریش موضوعی است که «اظهارات متناقض» قاضی‌زاده وزیر بهداشت حکومت در مورد نبود تیم پزشکی همراه، و قبول «قصور»، نحوه مرگ رفسنجانی را در ابهام بیشتری نگاه می‌دارد.

دفن فوری رفسنجانی بدون کالبدشکافی و بررسی و اعلام مستند علت مرگ که در مورد هر چهره سیاسی، و حتی افراد عادی، امری متعارف تلقی می‌شود، موضوع دیگری است که نحوه خروج او را از صحنه سیاسی ایران با پرسشی بزرگ و تا کنون بدون پاسخ مانده مواجه می‌سازد.

صفآرایی داخلی

از زمان انجام انتخابات سال ۸۸ و شکل گرفتن ناآرامی‌های گسترده اعتراضی در تهران، جدایی راه رفسنجانی و خامنه‌ای رسانه‌ای شد. خامنه‌ای، همسو با سپاه، در جناح افراطی حکومت قرار داشته و حامی توسعه مناسبات با کرملین و پرهیز از آمریکاست.

در فرودین ماه سال ۱۳۹۵ و اوج درگیری‌های دولت و سپاه بر سر اجرای توافق اتمی، هاشمی با وجود داشتن نقش انکارناپذیر در احیای فعالیت‌های اتمی و توسعه ظرفیت موشکی ایران، با طرح نظریه «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌ها است نه موشک‌ها»، جایگاه خود را در رابطه با مناسبات خارجی ایران کاملا روشن ساخت: او حامی عمل‌گرایی و عادی ساختن مناسبات با غرب (عادی ساختن مناسبات با آمریکا- توسعه روابط با اروپا) و بخصوص انتقال مجموعه حاکمیت از وضعیت « انقلابی» به یک «دولت متعارف» بود.

در واکنش به نظریه جنجالی رفسنجانی، علی خامنه‌ای طی دیدار با جمعی از مداحان در همان ماه اظهار داشت: «اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد یک مسئله است، اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است.» در حکومت اسلامی ایران مجازات «خیانت» اعدام است، حتی برای فرزندان آن چنانکه قطب‌زاده و مهدی هاشمی تاوان «خیانت» را با مرگ پرداختند.

هاشمی رفسنجانی که در دوران دولت خود فکر ادغام سپاه را در ارتش پیگیری می‌کرد ولی  ناگزیر از ترک این نظر شد ، بنا بر قول یک منبع قابل اعتماد داخلی، مجددا ضرورت انتقال قدرت از سپاه به دولت را در زمان «پساخامنه‌ای» و بعد از عبور حاکمیت از مرحله انتقالی جاری، مطرح ساخته بود.

مخالفان خارجی رفسنجانی

روسیه مصمم به حفظ جایگاه کنونی خود نزد حکومت تهران و ادامه موجودیت سپاه پاسداران و حضور سیاسی و نظامی در ایران و تثبیت موقعیت خود بعد از علی خامنه‌ای است.

نقش محتمل رفسنجانی در تعیین جانشین خامنه‌ای و گرایش مجموعه حاکمیت مذهبی ایران به سمت غرب می‌توانست معادلات راهبردی کرملین را برای حضور فعال در منطقه و ادامه ایفای نقش یک قدرت تعیین‌کننده و مدعی، کاملا خدشه‌دار سازد.

اهمیت راهبردی حضور در ایران برای روسیه بسیار فراتر از اهمیت حضور آن کشور در سوریه است. ایران کنونی برای روسیه و پوتین یک هدف است در حالی که جایگاه سوریه در مقایسه با آن در حد یک وسیله به شمار می‌رود.

اتحاد نامقدس؟

کشف آلودگی و مسمومیت ناشی از وجود مواد رادیواکتیو در بدن رفسنجانی، می‌تواند فرضیه «دست خارجی» در حذف او را پیش از خروج علی خامنه‌ای از صحنه  که موضوع آن طی دو سال گذشته داغ‌تر از پیش شده، تقویت کند.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی (اطلاعاتی‌ها و بخصوص سپاه) از ابتدای انقلاب در رابطه نزدیک و مستقیم آموزشی و اطلاعاتی با مسکو بوده‌اند و این مناسبات طی سال‌های اخیر بسیار نزدیک‌تر از پیش شده است.

تقریبا تمام تجهیزات سنگین و نیمه‌سنگین سپاه و ظرفیت موشکی آن به صورت مستقیم و یا الگوبرداری شده، دارای منبع روسی است. طی سال‌های اخیر نیروهای قدس و روسیه همکاری‌های دوجانبه و منطقه‌ای را افزایش داده‌اند و قاسم سلیمانی با وجود منع قانونی ناشی از اعمال تحریم‌ها، طی دو سال گذشته چندین بار به مسکو سفر کرده است.

«انگیزه» برای قتل

تا کنون تعدادی از رهبران سیاسی جهان سوم، همچنین شماری از مخالفان پوتین در نتیجه مسمومیت ناشی از کاربرد مواد رادیواکتیو جان خود را از دست داده‌اند و در مواردی از این‌گونه «مرگ‌های مشکوک» جای پای «عوامل کرملین» دیده شده.

در نوامبر سال ۲۰۰۶  الکساندر لیتویننکو عضو پیشین سازمان امنیت روسیه که از آن کشور گریخته و در بریتانیا پناهنده سیاسی شده بود توسط ماموران اعزامی مسکو در لندن به مواد رادیواکتیو (پولونیوم ۲۱۰ – polonium-210) آلوده شد و جان خود را پس از مدتی از دست داد.

در کتاب  «مرگ یک مخالف: مسمومیت الکساندر لیتویننکو و بازگشت کا گ ب» نوشته گلدرفاربراند این رویداد به « مبارزه داخلی قدرت در کرملین بین نیروهای سیاسی رقیب، طی دوران پسا اتحاد جماهیر شوروی سابق و سقوط امپراتوری کمونیستی» نسبت داده شده.

هوگو چاوز رییس جمهور سابق ونزوئلا در سال ۲۰۱۳ به دلیل ابتلا به بیماری سرطان درگذشت و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) اتهام دست داشتن در ابتلای چاوز به سرطان را رد کرده است.

در ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۴ یاسر عرفات ۷۵ ساله، رییس دولت خودگردان فلسطین درگذشت و در سال ۲۰۰۹ باسمان ابوشریف، مشاور پیشین عرفات مدعی شد سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) عرفات را با مواد رادیواکتیو (تالیوم thallium) مسموم کرده و به قتل رسانده است.

در سال ۲۰۰۵ عطاالله غیبه، سفیر وقت فلسطین در سریلانکا مدعی شد عرفات توسط دو مامور امنیتی اسرائیل به قتل رسیده. او همچنین اظهار داشت نمونه خون عرفات در ۱۶ کشور مختلف مورد آزمایش قرار گرفته و آزمایش‌های انجام شده نشان از مسمومیت با استفاده از «تکنولوژی پیشرفته» داشته‌اند.

در هر مورد مبهم قتل یا مرگ مشکوک، «انگیزه» تا حدود زیادی توجیه‌کننده منافع و اقدام عامل، یا عوامل مورد اتهام به ارتکاب قتل و نقطه شروع جستجو برای یافتن مدارک و رد پای کسانی است که در تدارک و یا اجرای طرح آن دست داشته‌اند.

در مورد قتل لیتویننکو، اثبات حضور کرملین پشت ماجرا آسان بود، و در مورد چاوز و عرفات مصالح محتمل سیا و موساد می‌توانست انگیزه برای پیگیری صحت و سقم موضوع را توجیه کند.

پنهانکاری در مورد علی اکبر رفسنجانی

موضوع بسیار قابل اهمیت در ایجاد مسمومیت اتمی برای انجام قتل‌های سیاسی، نحوه نامحسوس استفاده از این ابزار و قابلیت پوشیده ماندن آن در صورت تدارک دقیق و برنامه‌ریزی شده قتل است.

برای تشخیص هر یک از دو ماده پرتوزای یادشده، تالیوم و پولونیوم ۲۱۰، استفاده از تجهیزات دقیق و فن‌آوری پیشرفته مورد نیاز است؛ این تجهیزات برای کشف آلودگی اتمی لیتویننکو در بریتانیا مورد استفاده قرار گرفت.

اما جسد هاشمی رفسنجانی اندکی پس از مرگ، بدون کالبدشکافی و انجام آزمایش بر روی بافت‌های داخلی بدن او دفن شد و مقوله‌ی نحوه «مرگ مشکوک» او با اعلام «ایست قلبی» پایان یافته معرفی گردید.

شاید حضور و غیبت رفسنجانی در صحنه سیاسی ایران، امروز با اهمیتی بسیار زیادتر از یک سال پیش احساس می‌شود.

در سالگرد مرگ رفسنجانی این پرسش مطرح است که آیا با ارزیابی تحولات تغییردهنده سیاسی در ایران، یک قدرت بزرگ خارجی مصالح درازمدت خود را در حذف پیشگیرانه هاشمی رفسنجانی و پرهیز از احتمال گرایش ایران به سمت غرب نمی‌دید و با استفاده از «دست‌های داخلی» طرح خروج اضطراری او را به‌موقع اجرا نگذاشت؟

‎برسی مجدد

تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

محمدتقی فاضل میبدی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و عضو مجمع محققین و مدرسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *