‎خانه / نگاه آزاد / ياداشت  ديروز : من و منافع ملى 

ياداشت  ديروز : من و منافع ملى 

 جواد خادم
اين روزها اغلب  كارشناسان  ايران، چه ايرانى يا خارجى و اپوزيسيون خارج از كشور  نسبت به تصميمات اقا ترامپ در مورد بر جام و عكس العمل هاى رژيم ايران نسبت به ان داد سخن داده اند . كارشناسان ايرانى منافع ملى ايران در خروج از جنگ هاى نيابتى وتسليم در مقابل  خواسته هاى منطقى اقاى ترام و گذار  از رژيم جمهورى اسلامى از طريق انتخابات ازاد بر اساس استاندارد هاى بين المللى ميدانند، اما كارشناسان خارجى از حاميان غربى رژيم ايران كه فكر ميكنند اين رژيم قوى و پايه دار است ،ميخواهد كه  همزيستى با  رژيم ايران را رهاكرده  ،چون حكومت دينى ايران همچون شوروى سابق روزهاى پايانى كار خود را در پيش رو دارد ، بنيان نظريه انها شكست سياست همزيستى مسالمت اميز جيمى كارتر و  بسيارى از دموكرات ها با شوروى است ، ميگويند رونالد ريگان ، از حزب جمهوريخواه امريكا ، سياستى را دنبال كرد كه حزب كمونيسم شوروى درهم بشكند، مخالفان به قدرت برسند و پهنه سرزمينى اين كشور كوچك شود ، به زبان ساده خواهان تجزيه ايران هستند حتى اگر بوضوح از ان صحبت نميكنند.
 اما مرورى در تاريخچه برجام نشان ميدهد ،يكى از دلايل عمده اوباما براى رسيدن به توافق اتمى زدودن ترس مردم ايران از امكان  حمله امريكا به ايران بود ، او بخوبى ميدانست كه مردم ايران در شرايط تهديد جنگ ، چون بلاعوضى وجود  ندارد از رژيم حمايت خواهند كرد،او   راه حل تغير رژيم در ايران را  قدرتمند كردن مردم ايران ميدانست . برجام در دو سال گذشته سرپوش خمره اعتراضات اجتماعى ، فرهنگى و سياسى را بر داشته و بوى اين شراب كهنه به إقصا نقاط جهان رسيده و انان را اماده يك انقلاب ديگر در فرهنگ كهن مبارزات سياسى ايران كرده كه باز يك نطفه جديدى براى تحولات  روشنفكرى جامعه نخبگان جهان خواهد شد  ،همانطور كه تاثرات از انقلاب اسلامى هنوز منبع فكرى بيشتر انان است  تا بتوانند پاسازى نوينى براى نحوه اداره جوامع ستم ديده مذهبى بيابند.
ايران بر خلاف  تعريف هاى جديد از state در ١٣٠ سال گذشته،  قرن ها state بوده و دوام ان نتيجه جوش فرهنگى ان از خرده فرهنگ هاى بسيار است كه جهان  مدرن سرمايه دارى بخاطر منافع خود قصد تبديل  ان به خرده فرهنگ ها  دارد ، تا بتواند هگمونى خودرا  از طريق عوامل خود گسترش دهد. چهار بارى كه در طول تاريخ ، ايران  تجزيه شده نتيجه  مديريت كشور توسط نهاد هاى مذهبى بعناوين مختلف و فشارهاى امپراطورى هاى  خارجى بوداست نتيجه ان نه تنها بهبودى در وضع معيشت  ملتهاى ان نداشته بلكه وقوع جنگ هاى منطقه اى را بيشتر كرده و  منابع ان توسط غارتگران خارجى به يغما رفته است ، اگر تاريخ را ورق بزنيم ايران در دوران إفشاريه. مدال نقره  اقتصاد دنيا را داشت ، امروزه اقتصاد ان ، چيزى جز خاكسترى از ان نيست.
امروز ، ما در سه راهى جديدى كه عرض و طول  ان توسط امريكا  و خواسته هاى عوامل ان در منطقه و رژيم مذهبى كه به هيچ قيمتى  حاضر  به واگذارى   قدرت  به مردم  نيست  ، هستيم . اين وضع نميتواند مورد پسند ما ايرانيان باشد،  . ما بايد با تحليلى درست از تصميمات  امريكا و عكس العمل رژيم داشته باشيم  تا هر گونه تغيرى در استراتژدى  انتخابات ازاد را به دقت بررسى كنيم  چون منافع ملى ما اين اقتضا را ميكند.
اين بازنگرى به استراتژى اپوزيسيون ، چيزى جز تعريفى درست از منافع ملى نيست . ما اگر  معادل انگليسى منافع ملى را national interest ”  بدانيم ديكسيونر  اكسفورد تعريف ان را چنين ميكند.”the interest of a nation as a whole held to be an independent entity separate from the interests of subordinate areas or groups and also of other nations or supranational groups”” با اين تعريف ما بايد در مقابل هرگونه شانس  دست برد به يك پارچگى ايران مقاومت كنيم چون  هرگز به بهبود معيشت ملت هاى ايران و دموكراسى نخواهد إنجاميد. با  مرورى در تاريخ، رو در رويى    رژيم مذهبى ايران و ابر قدرتى چون  امريكا ميتواند ، ياد اور چهار بار تجزيه ايران باشد. ما نبايد با گفتن،  رژيم ايران مقصر است از مسئوليت خود  بعنوان دموكرات و ملى گرا شانه خالى كنيم . شايد بيشترشخصيت هاى اپوزيسيون  ، با گفته اقاى ترامپ به به رهبران اروپايى بيشتر موافق باشند. اقاى ترامپ ميگويد”” بايد با نگاه دوباره به برجام ، با همكارى هم ، رژيم ايران را به پاسخ گويى درباره فعاليت هاى  بى ثبات كننده و شرارت بار به خصوص حمايت از تروريسم و توسعه برنامه تهديد اميز موشكى  اش كنيم “”  مثل اينكه امريكا ، روسيه ،عربستان ، اسراييل و ساير كشور ها هيچ كدام به صفات بالا الوده نيستند. تسليم شدن رژيم ايران در مقابل خواسته هاى امريكا ، امرى است نا ممكن چون  خارانوى پير كه تيغ هاى خود را از دست  بدهد  در مقابل گزنده هاى   داخلى قدرت  دفاع ندارد و “”بدون وجود  جانشينى برپا”” با نابودى خود ايران را به ورطه از هم پاشيدگى ميكشد. تسليم نشدن در مقابل خواسته هاى بيجاى  امريكا ، يا توخالى بودن تهديد هاى ترام را اشكارميكند  و رژيم با استفاده از فشار هاى داخلى خود بر مردم زياد خواهدكرد  و با زور سرپوش خمره را محكم تر ميكند و بايد براى  يك نسل ديگر ارزوى  دموكراسى و قدرت و اراده مردم را روى كوهى از يخ بگذاريم . اما اگر  امريكا تهديد هاى خود را شديدتر كند ، مردم بحكم اجبار از ترس جنگ رژيم را با تمام اختلافات داخلى رژيم مجبور به وحدت ميكند و تمام منافع مدنى ، اجتماعى و سياسى برجام زير سئوال  ميرود.
برداشت اپوزيسيون  از منافع ملى ، عدم دخالت  رژيم در منطقه است و خرج كردن تمام  هزينه هاى اين دخالت ها در داخل كشور است كه در شرايط عادى امرى است ضرورى و درست ، شرايط منطقه چنين اجازه ايى را نميدهد چون مسئله انبون است كه ول نميكند ، و ايران هيچ سيستم دفاعى در مقابل دشمنان خارجى ايران ندارد ،هرگونه عقب نشينى رژيم عوامل خارجى را حريص تر  براى تجزيه ايران خواهد كرد، كه نميتواند مورد تأييد شما باشد انان  كه ميگويند از طريق گفتمان ديپلماسى ميتوان مانع تجزيه ايران شد  ياداور انها ميشوم   ،در ديپلماسى طرف ضعيف همچون در جنگ بازنده است
ما بايد با هر گونه تغيرى در برجام كه نتيجه ان  خاموشى  مردم از خواسته هاى مدنى خود است مخالفت كنيم ، چون شعله خواسته هر روز افروخت تر ميشودو ما را به اهداف دموكراتيك خود نزديكتر ميكند  ،  هر كونه  تهديد خارجى ما را بعقب خواهد برد، مگر انكه هر چه زودتر گفتمان “” شوراى انتقال قدرت به مردم “”را مطرح كنيم و ضرورت ان را نه تنها به اپوزيسيون خارج وداخل بلكه به مردم ايران ياداور شويم ، شايد در مقابل تهديد هاى جدى تر امريكا، مانع حمايت و وحدت دوباره مردم با  رژيم شود.

‎برسی مجدد

توقف جنگ در سوریه به جنگ در منطقه پایان نمی‌دهد

عبدالرحمن الراشد – الشرق الوسط شاید این آخرین فصلی از جنگ سوریه باشد که ما …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *