‎خانه / نگاه آزاد / پاریس، آیینه تمام نمای اپوزیسیون

پاریس، آیینه تمام نمای اپوزیسیون

 

هوتن سلامت   

سفر حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی ایران، به دو کشور ایتالیا و فرانسه در هفته گذشته، پس از سال ها تیرگی روابط دیپلماتیک و قطع روابط اقتصادی میان ایران و خصوصا جهان غرب، مجالی را در اختیار ایرانیان ساکن اروپا و فعالان و گروه های مختلف سیاسی مخالف جمهوری اسلامی قرار داد تا با ترتیب دادن تجمعاتی در شهرهای رم- پایتخت ایتالیا و شهر پاریس مرکز فرانسه در سه آکسیون مختلف، صدای اعتراض خود را به نقض حقوق بشر و جنایات رژیم سرکوب گر جمهوری اسلامی به گوش سران کشورهای اروپایی برسانند و ضربه شستی به جمهوری اسلامی نشان دهند.

  

  اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد، سال ها با مدعای اپوزیسیون جمهوری اسلامی فاصله داشت. به گواهی فیلم ها، ویدیو ها و عکس هایی که از این اعتراضات در فضای مجازی منتشر شده است و در دسترس همگان قرار دارد، صرف نظر از تجمع سازمان مجاهدین خلق، در همه این اعتراضات جمعیتی کمتر از  حدود ۳۰۰ نفر حضور داشت. در حالیکه همه مخالفان سیاسی و فعالان حقوق بشری و هر فرد ایرانی ساکن اروپا که قصد داشت، علیه سال ها سرکوب و اختناق در جمهوری اسلامی، فریادی سر دهد، این فرصت را داشت که در  کنار سایر معترضان حضور یابد و نماینده مخالفانی باشد که در خارج از کشور و یا در داخل ایران مجال و توان اعتراض علیه شرایط موجود را ندارند.  اگرچه برخی از رسانه های اپوزیسیون بسیار اغراق شده درباره این آکسیون ها سخن گفتند! همان روش هایی که سال هاست جمهوری اسلامی از آنها در رسانه های تبلیغی خود استفاده می کند و اتفاقا مورد نقد و نکوهش همگان از جمله همین گروه هاست.

 

   پس از حدود سه دهه فعالیت سیاسی گروه های مختلف در خارج از ایران علیه جمهوری اسلامی که بویژه با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود برای مهاجران و ایرانیان در خارج از کشور، تلاش این افراد و گروه ها بسیار قابل تقدیر است، اما این تجمع های اعتراضی در رم و پاریس را می توان آیینه تمام قد این گروه ها، طرفدارانشان و فعالیت های آنها دانست. این همان زنگ خطری است که سال هاست برای اپوزیسیون- برانداز جمهوری اسلامی ( و نه اصلاح طلبان-دوم خردادی های خارج از کشور ) به صدا درآمده است و اتفاقا نشانه همان مشکلاتی است که جمهوری اسلامی نیز از آن به شدت رنج می برد و آن را می توان در یک کلام خلاصه کرد: ناکارآمدی.

 

   برای عدم اقبال عمومی به این فرصت های اعتراضی دلایل متعددی بیان شده است:

  • نامناسب بودن ساعت برگزاری این تجمع ها که با ساعات کاری بسیاری از مردم تداخل داشته است. (عدم برنامه ریزی صحیح)
  • نبود فراخوان گسترده و دعوت همه گروه های سیاسی و همچنین پراکندگی و پرهیز گروه های مختلف از درکنار هم قرار گرفتن در یک کادر. ( که خود می تواند موضوع تحقیق جدی و مهمی باشد، که چرا معمولا این گروها و سازمان ها به جای اتحاد با یکدیگر در مبارزه علیه ج.ا. بیشتر به تخریب و تهدید یکدیگر می پردازند.)
  • بسیاری  از ایرانیان خارج از کشور( به ویژه پس از انتخابات سال ۱۳۷۶) سال هاست که در حال رفت و آمد به ایران هستند و برای در امان ماندن از مشکلات مختلفی که در این آمدوشدها از سوی نیروهای امنیتی ج.ا. می تواند برایشان ایجاد شود، عطای فعالیت سیاسی را به لقایش بخشیده اند و به شکلی بسیار جدی از هرگونه حرکت سیاسی پرهیز می کنند. ( این مورد نیز می تواند نشانه ای باشد از  ناامیدی مردم از کارآمدی اپوزیسیون )

 

   اما دلیل اصلی شکست نسبی این نوع حرکت ها، که به عدم اشتیاق و استقبال مردم از آن ها بازمی گردد، ساختار استبدادی ، غیرقابل نقد و عقب مانده این گروه ها و سازمان هاست. این مشکلات اساسی توان به روزرسانی ایده ها و تغییر روش ها و انطباق با جهان شتابان امروز را از آنها سلب کرده است.  تکرار شعارها و حرف های تکراری، نشان از نداشتن برنامه عملی و منسجم برای مبارزه جدی است که سبب به حاشیه رانده شدن و جدایی اپوزیسیون از بطن مردم، خصوصا در داخل ایران، شده است.

 

   آنچه که در مبارزه و فعالیت سالم سیاسی بیش و پیش از هرچیز ضرورت دارد، داشتن اصول و معیارهای سیاسی-اخلاقی روشن و محکم است، که به معنای داشتن هدف، نقشه راه و قواعد مشخص برای بازی در زمین سیاست است و اتفاقا با دگماتیسم و ایدیولوگ بودن اگر به معنای غیر قابل نقد و تغییر بودن است، تفاوت اساسی دارد. بازنگری و به روز رسانی و ایده ها و آرمان ها و تولیداندیشه های نو و استفاده از قالب های منطبق بر زمان حال و مورد پسند مردم، امری است که برای همه احزاب و گروه های سیاسی در جهان به شکلی جدی در الویت نخست قرار دارد.

 

    در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی با برقراری ارتباط دوباره با جهان، از ثبات بیشتری نسبت به دهه قبل برخوردار شده است و اپوزیسیون روزهای سخت تری را در پیش خواهد داشت، چاره ای ندارد جز، بیشتر و محکم کردن روابط خود با جامعه اروپا و برقراری دیالوگ (و نه مونولوگ)  با نسل جوان این کشورها، تا از امکانات فراوانی که جهان «رسانه ای» امروز ، شبکه های اجتماعی و انواع سازمان های مردم نهاد در اختیارشان قرار می دهد، نهایت بهره را با کمترین هزینه ببرند و با پویایی در اندیشه و عمل نشان دهند، اقبال عمومی را به دست آورده و توان تاثیر گذاری در امور را دارند. حضور در رسانه های بین المللی و غیر فارسی زبان با روش ها و ایده های جدید، چند صد برابر تجمع های پراکنده و شعارهای تکراری تاثیرگذار خواهد بود. یکی از نمونه های موفق که می تواند الگویی برای این گونه کنش ها باشد، جنبش اعتراضی زنان ایران است که توانسته با پیوند و استفاده از ظرفیت های گروه های فمینیستی کشورهای اروپایی، به صدای رساتری تبدیل شود و در پاریس نیز نتیجه استفاده از همین ارتباطات و امکانات محدود را در اعتراض گروه فمن ها، با روشی نامتعارف ، جدید و کم هزینه شاهد بودیم که بیش از فعالیت همه آن گروه های باسابقه سیاسی، دیده شد و تاثیر گذار بود.

 

‎برسی مجدد

تاکید معنی دار خامنه‌ای بر شرایط خروج از برجام

حسین باستانی – بی بی سی آیت‌الله خامنه‌ای امروز در اولین واکنش به سخنرانی تند …

2 ‎نظر

  1. مهرداد فتحی

    آقای سلامت با دیدی عامیانه تظاهرات را نقد و بررسی می کند. کمیت عددی یک تظاهرات از ضرورت اعتراض نمی کاهد. ضرورت اعتراض به سی و هفت سال جهل و جنون و جنایتی به نام جمهوری اسلامی
    این ضرورت عدد یا کم و کیف آن رو می توان برشمرد اگر صادقانه به هویت اعتراض هم پرداخت. البته که بعد ایغار فاشیستی می توان از پیشرفت جمهوری اسلامی در به باد دادن حرث و نسل ایران و ایرانی به ازای ماندگاری اش صحبت کرد. اما باید این گفتار را در کادر همراهی با این پیشرفت جهل و جنون و جنایت “جمهوری اسلامی” به بهای سنگین برباد دادن ایران و فقر و نابسامانی اقتصادی مردم ایران تفسیر کرد.
    نکته ای که از دید اقای سلامت نادیده مانده بازخواست این همه سال جنون و جنایت و کشتار حکومتی است که همین چند صد صدای به ظاهر کم در گوش مردم پاریس نجوا کردند. اگر ایشان دنبال کمیت بودند بهتر بود که به تظاهرات سازمان رجوی ها سر دمی زدند یا به میهمانی سفارت می رفتند.
    در طول تاریخ همیشه آنان که مبارزه را بر تسلیم یا سرسپردگی بر می گزینند بسیار بسیار کم هست اما صدایی است ماندگار
    در کودتای 28 مرداد هم جمعیت کم نبود اما آن که بر تارک تاریخ و در دل مردم ماندگار شد مصدق بود نه شاه
    گو امروز نیز ملغمه ای از جهل و جنون و جنایت بنام “جمهوری اسلامی” با غارت و به یغما بردن و به یغما دادن حرث و نسل ایرانی و ثروت های ملی این مرز و بوم باله پیروزی بر فرش خون بروند اما آنچه ماندگار است صدای رسای است که نفی تام و تمام آن را سرفرازانه فریاد می زند.
    این ماه عسل جهل و جنون و جنایت “جمهوری اسلامی” با معامله گران بین المللی اش نیز بسر خواهد رسید. جمعیت اصلی این اعتراض در ایران ما هر روز در گوشه گوشه این میهن صدای نه به این حکومت ضدبشری بجا مانده از خمینی را فریاد می کند.
    بعنوان یکی از شرکت کنندگان در این تظاهرات چنین دیدی را واقع بینانه و به نفع مردم ایران نمی بینم.

  2. ممنون از توجه شما جناب فتحی و انتقادی که کردید. با شما کاملا موافق هستم درباره ضرورت اعتراض علیه ج.ا. و ۳۷ سال جنایات پیدا و ناپیدایش. اما عمده بحث من ضرورت تغییر روش ها و استفاده از امکانات جدیدی است که با هزینه ای بسیار کمتر تاثیر گذاری بیشتری خواهد داشت. حتما تصدیق می کنید که متاسفانه اپوزیسیون ج.ا. توان تاثیر گذاری و تغییر در سیاست های جهانی در رابطه رژیم ایران و همچنین سیاست خارجی و داخلی ج.ا. را از دست داده است. علاوه بر اعتراض علیه نقض دایمی حقوق مردم توسط رژیم ایران، انتظار تاثیرگذار بودن این اعتراض ها هم توقع بیجایی نیست. به گمانم در روش اعتراضی به شکل تظاهرات، کمیمت و تعداد تظاهر کنندگان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وقتی توان ایجاد یک اجتماع بزرگ را نداریم بهتر نیست به راه ها و روش های دیگری فکر کنیم که علاوه بر تامین خواست اعتراضمان، هم تاثیرگذار باشد و هم بهانه ای را از ج.ا. بگیرد که با پخش تصاویر تعداد محدود معترضان، تاییدی بر مشروعیت خود بیابد؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *