‎آخرین خبر
‎خانه / نگاه آزاد / جنبش معلمان در ایران: اوج گیری دوباره یا جرقه‌ای کوتاه؟

جنبش معلمان در ایران: اوج گیری دوباره یا جرقه‌ای کوتاه؟

شاهد علوی – اختصاصی انتخاب آزاد

اعتصاب پراکنده معلمان در چند شهر کشور و خودداری آن‌ها از رفتن به کلاس‌های درس در دو روز هفته گذشته و تجمع معلمان معترض در شهر مریوان کردستان را باید نشانه خروج جنبش معلمان ایران از رکود و سکون دانست یا آن را باید تنها تحرکی پراکنده و بی پیآمد خاصی تلقی کرد. برای یافتن پاسخی به این پرسش باید به سابقه جنبش معلمان و فراز و فرود آن در ایران نگاهی بیندازیم.

سابقه جنبش معلمان در ایران به باشگاه مهرگان و اعتراضات معلمان در سال ١٣۴٠ می‌رسد. پس از چند روز تظاهرات معلمان که در اعتراض به کشته شدن دکتر ابولحسن خانعلی از معلمان معترض حاضر در تجمع میدان بهارستان در ١٢ اردیبهشت در جریان بود، فضای تهران چنان بحرانی شد که دولت شریف امامی استعفا داد و امینی بر سرکار آمد. امینی پس از چند دور مذاکره جدول پیشنهادی پرداخت حقوق معلمان را که باشگاه مهرگان پیشنهاد کرده بود پذیرفت و در نهایت اعتصاب ١١ روزه معلمان پایان یافت و البته محمد درخشش رئیس باشگاه مهرگان هم وزیر فرهنگ شد. در سال‌های پس از آن و تا زمان انقلاب ۵٧ ما دیگر شاهد اعتراضات معلمی به صورت گسترده و سازمان یافته حول مطالبات صنفی نیستیم.

در نخستین سال‌های پس از انقلاب ۵٧ معلمان در برخی از مناطق کشور همچون کردستان دوباره تلاش‌هایی برای سازماندهی سندیکایی انجام شد که به دلیل غلبه علایق سیاسی معلمان بر پیوندها و منافع صنفی مشترک ناکام ماند. جمهوری اسلامی نیز با درس گرفتن از انقلابی که خود حاصل آن بود، در دوران وزارت، نخست وزیری و سپس ریلست جمهوری محمد علی رجایی سیاست پاکسازی نهادهای دولتی و عمومی از کارکنان غیر مکتبی با شدت هر چه بیشتر در آموزش و پرورش اجرا شد که نتیجه‌اش حذف و اخراج طیفی مهم و جدی از معلمان دلسوز و متعهد به امر آموزش و محافظه کاری و عافیت طلبی معلمان بر جامانده شد که به ناچار ساکت ماندن و پیرونمایی را برای ادامه کار برگزیدند. حداقل زیان حاصل از این سیاست‌ها البته آموزش و پرورش مکتبی مورد نظر سیستم ایدئولوژیک حاکم بود که آموزش و پرورشی هراسان، بی تحرک و بریده از واقعیت‌های جامعه بود.

تاسیس دو نهاد گزینش و حراست در سازمان‌های دولتی پروژه همسو کردن و یا دست‌کم خاموش نگاه داشتن کارکنان معترض و منتقد به وضع موجود که از سیاست پاکسازی جان به در برده بودند و یا قرار بود بعدا جذب دستگاه‌های دولتی شوند را تکمیل کرد. هیات‌های گزینش با دقت بالا و انجام پرس و جوی محلی، کسب سوابق امنیتی و سیاسی از نهادهای امنیتی و مصاحبه‌های عقیدتی سعی می‌کردند مانع از جذب افراد غیر همسو به ساختار اداری دولت شوند و حراست‌ها هم با کنترل سخت گیرانه همه فعالیت‌ها و استفاده از خبر چین و جاسوس و سر کشیدن به زندگی خصوصی کارکنان از مکتبی ماندن و بی خطر بودن آنان اطمینان حاصل می‌کردند.

هیات‌های رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان نیز که طبیعتاً باید توسط کارشناسان حقوقی ادراه می‌شد و به تخلفات حرفه‌ای کارکنان رسیدگی می‌کرد عموما به ابزار اجرایی ساکت کردن، تنبیه و در صورت لزوم اخراج کارکنانی بدل شدند که به نحوی به منتقد وضع موجود بودند و برخلاف جریان حاکم در ن=مدارس و فضای آموزش و پرورش موضعی گرفته یا حرکتی انجام داده بودند.

اما با روی کار آمدن دولت خاتمی و شروع دوره موسوم به اصلاحات، برخوردها و سخت‌گیری‌ها تعدیل شد. همین گشایش اندکی که در فضای اجتماعی و سیاسی ایران ایجاد شد، معلمان خوش فکر در رفته از تیغ پاکسازی را که در دهه آخر خدمت ٣٠ ساله خود به سر می‌بردند و بخش وسیع‌تری از معلمانی را که علی‌رغم استقلال رای با لطایف الحیل از فیلتر هیات‌های گزینش معلمان رد شده بودند به فکر تاسیس سندیکاهای معلمان و سازماندهی گروهی برای پیگیری مطالبات صنفی انداخت.

در طی دوره نخست ریاست جمهوری خاتمی تقریبا در همه استان‌های کشور تشکل‌های صنفی معلمان سر برآوردند. بیشتر آن‌ها با استفاده از مجوز و پروانه فعالیت کانون صنفی معلمان ایران که اجازه فعالیت در کل کشور را داشت تاسیس شدند و برخی دیگر نیز همچون انجمن صنفی معلمان کردستان مستقلا مجوز تاسیس و فعالیت را از وزارت کشور دریافت کرده بودند.

این سندیکاها در دوره خاتمی و دوره نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد بسیار فعال بودند و ضمن این‌که در عرصه عمل بسیار کم تجربه بودند، به سرعت توانستند بخش قابل توجهی از معلمان را جذب تشکل‌های صنفی کنند، نشریه هفتگی سراسری منتشر کنند، به خود در چارچوب یک اتحادیه سراسری از کانون‌های صنفی با عنوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران سازمان دهند و با همین نام به عضویت EI سازمان جهانی آموزش دربیایند که اعضا آن سندیکاهای معلمی کشورهای مختلف دنیا هستند.

در همان دوره اوج فعالیت، برخی تغییرات در سیستم پرداخت حقوق و مزایای معلمان، وادار کردن دولت به اجرایی کردن هرچند ناقص قانون مدیریت خدمات کشوری و متقاعد کردن وزارت آموزش و پرورش به اجرای هرچند کوتاه مدت انتخاب مدیران مدارس توسط معلمان و صدها مورد رفع مشکلات اداری مرتبط با حقوق معلمان در استان‌های مختلف از نتایج فعالیت صنفی تشکل‌های معلمان ایران بود.

معلمان در این سال‌ها ضمن دسته بندی مطالبات معلمان و کانالیزه کردن آن، با نوشتن نامه‌های اعتراضی، بیانیه‌های سرگشاده، دیدار کارشناسی با نماینده‌گان دولت، سازمان مدیریت و نماینده‌گان مجلس و در ادامه تجمع مقابل مجلس، وزارت و ادارات آموزش و پرورش و در نهایت اعتصاب پیگیر تحقق مطالبات صنفی خود بودند.

در کنار این‌ها، البته برخی تشکل‌های سیاسی/صنفی مستقل همچون سازمان معلمان ایران و بیشتر از آن تشکل‌های دولتی وابسته همچون انجمن اسلامی معلمان و یا جامعه اسلامی معلمان و برخی دیگر تشکل‌های حزب ساخته و حکومتی قارچی هم در این سال‌ها حضور داشتند که البته به جز تشکل اول که در مقطعی بسیار فعال بود و هرچند با اعضای ثابت و محدود هنوز هم در عرصه اطلاع رسانی فعالیت موثری دارد، تشکل‌های دیگر جز در امضای بیانیه احزاب سیاسی هنگام انتخابات یا راهپیمائی‌های دولت فرموده جایی دیده نشده و نمی‌شوند.

اما چنان‌که اشاره شد با سر برآوردن دولت احمدی نژاد و بسته شدن دوباره فضای سیاسی و اجتماعی، تشدید فشارها بر جامعه مدنی و شروع دور جدیدی از سرکوب، فشارها بر فعالان صنفی هم شدت گرفت. فعالان صنفی معلمان البته در دوره خاتمی و در دوره اول احمدی نژاد هم سرکوب، زندان و تبعید را صرفا به دلیل فعالیت سندیکایی تجربه کرده بودند اما در دوره دوم احمدی نژاد این فشارها همچون دیگر حوزه‌ها شدت گرفت و عملا فضای هرگونه فعالیت جمعی سازمان یافته از معلمان و تشکل‌های صنفی آنان سلب شد.

در این دوره در بدترین نمونه برخوردها، رسول بداقی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران و مسئول وب‌سایت این کانون در تابستان سال ١٣٨٨ بازداشت شد و به شش سال زندان محکوم شد. رسول بداقی هنوز در زندان است و در تمام این شش سال هم حتی یک روز از حق مرخصی از زندان برخوردار نشده است.

اما با کنار رفتن دولت احمدی نژاد و شوع دوره روحانی، هرچند گشایش محسوسی در فضای سیاسی و اجتماعی ایران رخ نداده است اما شرایط به گونه‌ای پیش رفته است که تشکل‌های معلمان در برخی از استان‌ها و از جمله کانون صنفی معلمان ایران دوباره فعال شده‌اند. پس از چند سال رکود، دوباره جلسات شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران برگزار می‌شود و و چند شاخه جدید از این کانون در شهرهای مختلف ایران تاسیس و فعال شده است.

البته در برخی از استان‌ها به دلیل تداوم فشارها از سویی و از سوی دیگر احکام قضایی صادر شده و اما اجرا نشده برای فعالان و مسئولان کانون‌ها و انجمن‌های صنفی، فعالیت موثر تشکیلاتی با مشکلاتی مواجه است. در این شرایط و در وضعیتی که شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران برای برگزاری تجمع و یا اعلام اعتصاب به جمع بندی نرسیده است و به نوشتن طومار به مجلس و نامه نگاری با مقامات دولتی ادامه می‌دهد در دور روز هفته گذشته شاهد اعتصابات پراکنده معلمان در برخی از شهرهای ایران و از جمله سقز و مریوان در استان کردستان بودیم.

هرچند شاخه مریوان انجمن صنفی معلمان کردستان با صدور بیانیه اعلام خواسته‌ها و مطالبات در نه بند مشخص و حضور در تجمع معلمان مریوان در مقابل اداره آموزش و پرورش این شهر به نحوی مسئولیت این تجمع را بر عهده گرفت و این حرکت را می‌توان نشانه‌ای از آماده‌گی این تشکل برای کنش صنفی موثر دانست اما چه در این دو شهر کردستان و چه در سایر شهرهای ایران که شاهد اعتصاب پراکنده معلمان و خودداری آن‌ها از حضور سر کلاس‌های درس بودند نه تشکل‌های صنفی و نه هیچ فرد یا گروه خاصی مسئولیت سازماندهی اعتصابات را نپذیرفتند و به طور دقیق هم معلوم نشد معلمان متحصن دنبال تحقق چه خواسته‌های مشخصی هستند و راهبرد بعدی آن‌ها چیست؟

اطلاق عنوان خودجوش به این تحصن‌ها به گفته برخی ناظران می‌تواند «تجمعات خودجوش» فرموده جریان‌های افراطی را به خاطر بیاورد و باید بابت آن نگران بود و علاوه بر این به دلیل مشخص نبودن خواسته‌ متحصنین و راهبردهای پیشینی و پسینی که برای رسیدن به خواسته‌های خود انتخاب کرده‌اند نمی‌توان این حرکت اعتراضی را یک حرکت موثر ادامه دار دانست و آن را به عنوان نشانه‌ای از شروع دور جدیدی از اعتراضات سراسری معلمان ارزیایی کرد.

این جرقه کوتاه می‌تواند به تشکل‌های صنفی روحیه بخشیده و آن‌ها را برای تقویت ساختارهای خود از طریق جذب اعضای جدید، تجدید مجامع عمومی و سپردن مسئولیت به نیروهای تازه نفس تشویق کند. اما فراتر از این نباید انتظاری از این گونه اعتراضات سازمان نیافته، پراکنده و بدون برنامه مشخص داشت.

‎برسی مجدد

تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

محمدتقی فاضل میبدی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و عضو مجمع محققین و مدرسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *