‎آخرین خبر
‎خانه / نگاه آزاد / تهدید های تو خالی نظامیان جمهوری اسلامی

تهدید های تو خالی نظامیان جمهوری اسلامی

مجید محمدی – اختصاصی انتخاب آزاد

فرمانده نیروی دریای سپاه می گوید: “مقامات نظامی آمریکا در سخنانشان اذعان کردند که ۱۳ میلیارد دلار صرف ساختن ناو هواپیما بر می کنند اما سپاه با قابلیت های تندرو می تواند آن را غرق کند.” (باشگاه خبرنگاران ۲۸ دی ۱۳۹۳) فرمانده سپاه پاسداران بعد از کشته شدن جمعی از نیروهای حزب الله لبنان و یک سردار سپاه در اطلاعیه‌ای می گوید: “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همان طور که در صحنه‌ جنگ‌های گذشته لبنان و فلسطین نشان داده است، تا آخر پای فروپاشی رژیم صهیونیستی خواهد ایستاد.” (الف ۳۰ دی ۱۳۹۳) علی خامنه‌ای بارها سخنانی از جنس سخن دوم را بر زبان آورده است اما تا حد سخن اول پیش نرفته چون به پیامدهای بیان این سخن از سوی رهبر جمهوری اسلامی آگاه است. البته دول غربی سخنان فرماندهان نظامی را نیز شنیده و آنها را به جای خود جدی می گیرند.

چرا مقامات نظامی و فرمانده‌ی کل قوا و روحانیون منصوب خامنه‌ای مدام در حال لافزنی و تهدید قدرت‌های خارجی بالاخص ایالات متحده هستند؟ آیا آنها نمی دانند چه مخاطراتی برای کشور ایجاد می کنند؟ اگر می دانند چرا چنین می کنند؟

رژیم جمهوری اسلامی که امروز بعد از ۳۶ سال هنوز خود را انقلابی می داند و رهبر کشور را “رهبر انقلاب” می نامد بقای خود را در ایجاد بحران در داخل کشور و منطقه می داند. از نگاه مقامات، این رژیم هر لحظه ممکن است فروبپاشد و از این جهت هر لحظه باید در کار سرکوب داخلی و تهاجم به دشمنان خود باشد. لاف زنی و تهدید بخشی از اعمال روزمره‌ی نظامی‌ها و امنیتی‌هایی است که امروز بر کشور حکم می رانند.

اما از سوی دیگر این رژیم در کشور مستقر شده و این استقرار با خود لوازمی به همراه آورده است از جمله مسئولیت تامین نان یا آب و برق مردم. برای تامین نان و آب و برق، مقامات نیاز دارند از خارج گندم و نیروگاه و لوله و قطعات یدکی بخرند و اسکله داشته باشند و این کار از طریق بانک و بیمه انجام می شود. به همین دلیل حداقلی از روابط خارجی مورد نیاز است. به همین دلیل با نوعی دوگانگی مشی در ابعاد مختلف حاکمیت از جمله ایدئولوژی، عملکرد و ادبیات مواجه می شویم (نگاه کنید به جدول زیر).

 

                        وجوه مشی دوگانه‌ی حاکمیت

حکومت: خامنه ای/فرماندهان سپاه/روحانیون حکومتی

دولت: روحانی/ظریف (خاتمی و رفسنجانی در دولت‌های گذشته)

اسلامگرایی نظامیگرا

اسلامگرایی عملگرا

ایدئولوژی

تنش زایی و بحران زایی در منطقه، مداخله‌ی نظامی

معامله، داد و ستد و مذاکره در چارچوب عرف بین الملل

عملکرد

زبان براندازانه همراه با توهین و تهدید/ادعای مدیریت جهانی

زبان دیپلماتیک همراه با انتقاد از روابط بین الملل و “نظام سلطه”

ادبیات

 

این دوگانگی در همه‌ی دولت‌های یاغی مشاهده شده است از لیبی قذافی تا سوریه‌ی بشار، و از سودان عمر البشیر تا ونزوئلای چاوز. دولت این کشورها هم در سازمان ملل نماینده دارد، عضو نهادهای بین المللی است و با دیگر کشورها رابطه‌ی دیپلماتیک دارد و هم مقامات به این نهادها و کشورها ناسزا می گویند.

در دوره‌ی احمدی نژاد با یکدست شدن کامل حکومت فاصله‌ی میان دولت (قوه‌ی مجریه) و دیگر دستگاه‌های حکومتی از این حیث از میان رفت. احمدی نژاد در این دوره با خامنه‌ای در ناسزاگویی به دیگر کشورها و تهدید آنها مسابقه گذاشت. اما در غیر از این دوره ما شاهد یک مشی دوگانه بوده‌ایم که در جدول فوق توضیح داده شده است.

نتایج و پیامدها

لافزنی مقامات جمهوری اسلامی که ناشی از وضعیت ساختاری این نظام است سه پیامد مشخص برای جامعه‌ی ایران در بر دارد:

۱. انزوای بین المللی. کشوری که مقامات بلند پایه‌ی سیاسی و نظامی آن هر روز در حال تهدید دیگر کشورهاست و می خواهد یکی از اعضای سازمان ملل را از صحنه نابود کند نمی تواند روابط عادی با دیگر کشورها داشته باشد. ممکن است دیگر کشورها با جمهوری اسلامی داد و ستد داشته باشند اما هیچ کشوری نمی تواند بدان اعتماد کند. نتیجه‌ی این عدم اعتماد انزوای بین المللی است. این انزوا را در خروج سرمایه و فرار مغزها از کشور و فقدان ورود سرمایه می توان مشاهده کرد.

۲. مخاطره برای امنیت ملی. شاید در چند سال اول تاسیس نظام جمهوری اسلامی برخی از کشورها نتوانسته بودند این بازی پلیس بد و پلیس خوب را درک کنند اما امروز همه می دانند که پلیس بد است که اوضاع را در اختیار دارد و پلیس خوبی هم اگر وجود داشته باشد قدرتی ندارد. مقامات جمهوری اسلامی امروز در شرایط دشواری مثل تحریم‌ها همچنان دارند بازی رو شده‌ی سابق را تکرار می کنند و نمی دانند سرشان را در برف فرو کرده‌اند. کشورهایی که حکومت ایران را یاغی می دانند فقط منتظر فرصت برای عکس العمل مناسب‌اند و نمی توانند چنین عضوی را در جامعه‌ی جهانی پذیرا شوند.

 ۳. خنثی کردن کار یکدیگر. البته کسانی که نقش پلیس خوب را بازی می کنند همه دست نشانده‌ی خامنه‌ای و ذوب شده در ولایت نیستند و خود دارای دغدغه‌ها و منافعی در این میان هستند. از این جهت لافزنی‌ها و تهدیدهای مقامات سیاسی و نظامی کارهایی را که برخی نیروهای اهل دیپلماسی با جدیت دنبال می کنند نیز خنثی می سازند. از سوی دیگر بخشی که دیپلماسی را دنبال می کند چون این کار را تحت نظر نیروهای امنیتی و نظامی انجام می دهد باعث می شود لافزنی‌های آنها چندان جدی گرفته نشود.

‎برسی مجدد

تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

محمدتقی فاضل میبدی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و عضو مجمع محققین و مدرسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *