‎آخرین خبر
‎خانه / نگاه آزاد / ایران: سفره فقیر و مسموم

ایران: سفره فقیر و مسموم

اعظم بهرامی – اختصاصی انتخاب آزاد

یک بشقاب سبزی‌پلو و ماهی، یک پیاله ترشی، یک ظرف آبلیمو، پارچ دوغ، چند تکه نان؛ وعده نهار یک خانواده ایرانی. اما موضوع به همین سادگی، به همین خوشمزگی تمام نمی‌شود. فارغ از آنکه این خانواده از چه طبقه‌ی اجتماعی هستند و تمول مالی تهیه این وعده غذایی را دارند یا نه؟ و مستقل از آنکه فرهنگ خوردن ماهی، به عنوان وعده‌ی غذایی سالم و غنی، بر سر سفره‌ی ایرانی رایج شده یا نه، باید به سلامت مواد اولیه‌ی به کار رفته در آشپزخانه‌هامان هم بی‌اندیشیم.

 روزنامه همشهری سال گذشته در همین آبان ماه گزارش مفصلی منتشر کرد در مورد کم شدن میزان میوه در سبد خانوارهای ایرانی که در آن از اعضای هیئت علمی چندین دانشگاه درمان و علوم پزشکی نظرسنجی شده بود. بر اساس همان آمار، بیش از ۴٠ درصد خانواده‌های ایرانی امکان مصرف میوه را ندارند. آمار جهانی نیز نشان می‌دهد که سرانه مصرف سالانه میوه و سبزیجات در جهان (بر حسب کیلوگرم به ازای هر نفر) ١٢٠ کیلو است که در کشورهای توسعه یافته تا ٢٠٠کیلو گرم هم افزایش می‌یابد، این در حالی‌ست که این عدد در ایران برابر ٣٠کیلوگرم است.  یا به طور مثال، در موردی دیگر آقای روحانی، برای کاهش قیمت شیر و لبنیات دستور رسیدگی و برنامه‌ریزی جدی داد، اما  به محض آنکه این طرح در دستور کار مجلس قرار گرفت، مانند مشکل کمبود تولید میوه و عدم تمایل باغداران به ادامه‌ی این کار،  تصمیم  افزایش  واردات مواد غذایی بیشتر گرفته شد. مدتی نگذشت که انجمن صنفی صنایع لبنی کشور وضعیت تعین نرخ نهایی را برای دامداران مقرون به صرفه ندانست. مصرف سرانه‌ی شیر در جهان برای هر فرد ١٩٠ لیتر در سال و برای ایرانیان ۶٠ لیتر در سال است. در ایران، بنا بر آمار رسمی وزیر بهداشت و درمان، به طور میانگین سالانه ١٣ میلیار دلار واردات مواد غذایی داریم، این در حالی‌ست که  با همه موانع و مشکلات آبرسانی و خشکسالی در ایران، نزدیک به ٩١ درصد آب مصرفی، در بخش کشاورزی صرف می‌شود.  چطور با وجود این سرمایه‌گذاری‌های کلان، هنوز ما در بخش مواد غذایی نمی‌توانیم نظر تولیدکنندگان را برای تولید محصول کافی با کیفیت مناسب جلب کنیم؟ آیا غیر از این است که بدون برنامه‌ریزی و مدیریت و سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی، پایه را بر اساس سودجویی‌های گروهی اندک بنا نهاده‌اند که با واردات مواد بی‌کیفیت از بازار چین و برزیل و…، بخت تولیدگر داخلی را سیاه کرده و در کنارش امکان کار و توان مالی کارگران و فروشندگان و حمل‌کنندگان مواد غذایی را که همگی در این چرخه روزی می‌خورند، تضعیف کرده‌اند. از نظر افزایش آمار افراد مبتلا به سوءتغذیه، امروز ایران در کنار کشورهایی چون اردن، الجزایر و سومالی قرار می‌گیرد و منابع غیررسمی آمار کودکان مبتلا به فقر غذایی را  تا ٨٠٠ هزار مورد می‌دانند.  فارغ از توان اقتصادی، موضوع آگاهی ما در انتخاب است؛ اینکه چه چیزی در آشپزخانه‌های ما طبخ می‌شود و با چه هدفی؟! وقتی ما در رتبه‌ی اول مصرف نمک و شکر و چربی در دنیا قرار داریم، نشا‌‌‌ن‌دهنده آن است که متعاقب آن رتبه ما در فشار خون و دیابت هم قابل تامل و نگران‌کننده است. هر ایرانی بیش از دوبرابر مصرف سرانه‌ی جهان، نمک و نزدیک به هفت برابر مصرف سرانه‌ی دنیا شکر مصرف می‌کند. ما در مصرف نوشابه نیز جزء سه کشور اول دنیا هستیم. مواردی از این قبیل و یا تمایل اندک‌مان به مصرف روغن زیتون و گوشت سفید به جای گوشت قرمز، در واقع مستقیمن به انتخاب ما و اهمیت‌دادنمان به آنچه می‌خوریم بستگی دارد. اینکه دانش خود را نسبت به خواص و عوارض مواد غذایی افزایش دهیم و تنها هدفِ پای سفره نشستن، سیرکردن شکم نباشد.  آمار کودکان مبتلا به فشار خون، آمار ابتلا به سرطان معده و آمار سکته‌های ناشی از چربی و فشار خون بالا می‌تواند همه زنگ خطری باشد برای مسؤولین نظام سلامت ایران و خانواده‌ها. علی‌رغم آنکه غذا خوردن امری ساده به نظر می‌رسد، ما بسیاری از عادات غذایی‌ و آشپزی‌مان را می‌آموزیم و در خانواده آن را تمرین و در مدرسه آن را بازسازی می‌کنیم. زیاده‌روی و بی‌مبالاتی در مقدار و کیفیت مواد اولیه در فاصله‌ی میان پخت و پس از آن، می‌تواند علاوه بر تولید انبوهی ذباله، باعث بی‌ارزش شدن زحمات تولیدکنندگان و سودجویی مفعت‌طلبان و هدررفتن سرمایه‌های ملی‌مان شود. نمونه‌ی روشنی در این زمینه موضوع نان است. البته بسیار جای شگفتی‌ست که بعد از این همه سال و تکرار معضل همیشگی نان و حتی بعد از آمار بسیار غیرمنطقی مصرف سرانه‌ی غله و حبوبات ایرانیان در جهان که به خاطر دورریزهای نان بدست آمده بود و یا وابستگی‌مان به واردات گندم، باز هم مسؤولین مجاب نشدند که ما در ساماندهی بخش نان نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و حساب شده داریم.  با توجه به افزایش آمار سوء تغذیه در برخی استا‌‌‌‌ن‌های ایران، شاید انجام یک طرح حمایتی با توزیع یک وعده غذای رایگان به همراه میوه و شیر در این استان‌ها می‌توانست از رنج و بیماری کودکان سرزمینمان به طور موقت بکاهد، اما متاسفانه هنوز ساماندهی مناسبی در این باره اتفاق نیافتاده است. و نیز در مقوله‌ی فرهنگ‌سازی و آموزش به کودکان که چه مواد غذایی برای بدنشان مضر است و چطور می‌توانند با تغذیه مناسب، خودشان را قوی و سالم نگه دارند و یا ضرورت مصرف سبزی و میوه و لبنیات هم سرمایه گذاری زیربنایی انجام نشده است. داستان دیگری که به موازات در جریان است، مسئله‌ی سلامت همین مواد غذایی است که با این دشواری تهیه و انتخاب می‌کنیم.

امنیت غذائی

در اولین روزهای آبان‌ماه هرانا نوشت: «مسؤولین بیمارستانی در زاهدان دلیل مسمومیت همزمان ٢۵٠ دانش اموز را که با عوارض مشابه (تهوع و استفراغ) به بیمارستان مراجعه کرده بودند، آلودگی روغن خوراکی به مواد حاوی دی سولفید دانست و کمی قبل از آن نیز، در اردیبهشت امسال، رییس سازمان ملی استاندارد اعلام کرد که ٢٠ تا ٢۵ درصد لبنیات و شیر که به صورت نمونه مورد آزمایش قرار گرفته‌اند، به روغن گیاهی (پالم) آلوده بوده‌اند. پس از آنکه وزیر بهداشت و درمان نیز خبر را تایید کرد، کارخانه‌های تولید فراورده‌های لبنی، دامداران را مقصر دانستند و دامداران نیز موضوع را نفی کردند و در نهایت دبیر انجمن صنفی صنایع لبنی با ارائه‌ی نامه‌ای به وزیر بهداشت و درمان موضوع را از پایه بی‌اساس و باعث تشویش اذهان عمومی دانست. حالا اینکه چه تعداد از این مسمومیت‌ها و کشف محموله‌های غذایی آلوده رسانه‌ای می‌شود و چه تعداد برای جلوگیری از تشویش اذهان عمومی، به صورت پنهان، مختومه می‌شود، از موضوع بحث خارج است، اما می‌توان به جرات گفت آمار آن در ایران بسیار بالاست.  در یک نمونه به گفته‌ی دبیر انجمن صنفی صنایع روغن نباتی، ایران  رتبه ۱۵ مصرف روغن پالم در جهان را داراست. این مقام مسئول تاکید کرده که استفاده روغن پالم در شیر و ماست تخلف است.  در حالی که ایران در صادرات محصولات ارگانیک در آسیا رتبه ۵ را دارد، در مورد مواد غذایی تولیدی جهت مصرف عموم هنوز نهاد ویژه و یکپارچه‌ای که تنها وظیفه نظارت و تصمیم‌گیری درباره کنترل کیفی و سلامت مواد غذایی را داشته باشد، وجود ندارد.  استفاده‌ی بی‌مبالات و کنترل نشده از انواع سموم کشاورزی و داروهای هورمونی و انواع آنتی بیوتیک‌ها برای دام‌ها و طیور بدون در نظر گرفتن زمان کشتار آنها، می‌تواند باعث مسمومیت‌های آرام و در عین حال جدی برای مصرف‌کنندگان و یا سبب رسوب سموم ناشی از فلزات سنگین در دستگا‌ه‌های مختلف بدن شود که می‌تواند منجر به انواع سرطان دستگاه گوارش شود. مجموع این مسائل باعث شده است ما در میان کشورهای مسلمان که مواد غذایی مشابهی مصرف می‌کنند، از نظر سلامت و کیفیت و تنوع مواد غذایی، در رتبه‌ی ۶ باشیم، جایگاهی که تامل‌برانگیز و ناامیدکننده است. دایره‌ی آلودگی مواد غذایی تولیدی و تقلب در آنها به جایی رسیده که معاونت بهداشت و درمان دانشگاه علوم پزشکی تهران جزوه‌ای حدود ٣٠ صفحه ای منتشر کرده و در آن تقلب‌های رایج در مواد غذایی را اطلاع‌رسانی کرده است. این لیست از غش در زعفران را شامل می‌شود تا تقلب در فراورده‌های گوشتی و لبنی و حتی چای و آبلیم. موضوع تقلب و آلودگی همزمان مواد غذایی، بعضن چنان سازمان‌یافته و با ظاهر رسمی اتفاق می‌افتاد که متخلف نه تنها بدون نگرانی آسیب جدی به تولیدکنندگان وارد می‌کند، بلکه با فرار از جریمه و پیگرد قانونی، سود بسیار کلانی هم به جیب می‌زند.  واردات دستگا‌ه‌های چینی برای تبدیل برنج نرمه و شکسته به برنج کامل، مثالی از این دست است. در توضیح تبلیغات سفارش فروش این دستگاه نوشته است که خرید و فروش و کار با آن خلاف قانون نیست و مجوز بهداشت دارد. این دستگاه با افزودن نشاسته و برنج خورد شده و نوعی ماده‌ی چسبنده، دانه‌ی کامل برنج تولید می‌کند. بعد از اشباع بازار برنج با محصولات پاکستانی و هندی، واردات چنین دستگاهی از چین واقعن چه بر سر شالیکار ایرانی می‌آورد؟! چه بر سر سلامت سفره‌های ایرانی که برنج سهم عمده‌ای در آن دارد، می‌آید؟! ویدیوهای زیادی هم در ماه‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد که نشان می‌دهد چطور می‌توان با یک چرخ گوشت صنعتی و مخلوط کردن چربی و دل و قلوه‌ی البته نشسته‌ی مرغ و روده و حتی تاج خروس و افزودن ادویه، آن را به عنوان محصولاتی مثل سوسیس و همبرگر رنگ و مزه‌دار کرد و بسته‌بندی شده ارائه نمود. این موارد و موارد بی‌شماری از این دست که در رسانه‌های ملی هم به نمایش عموم درآمده است، می‌تواند در بخشی به منفعت‌طلبی و سودجویی‌های برخی افراد برگردد، اما در بخش مهمی از ماجرا مسئله‌ی نظارت و دادن درجه‌ی استاندارد و کیفیت محصول و اطلاع‌رسانی جمعی مطرح است که بسیار مهم است. کمبود نظارت و یا وجود الگوی اشتباه نظارتی از یک‌سو، و عدم حمایت از فعالیت‌های صنفی که می‌تواند مشوق یک رقابت سالم و افزایش کیفیت و کمیت باشد، از سوی دیگر، فضای تولید محصولات تقلبی را برای سودجویان فراخ کرده است.

کیفیت نا مطلوب

از دیگر سو،  مصرف‌کننده نه تنها در موارد بسیاری به محصولات مرغوب و با کیفیت دسترسی ندارد، بلکه قدرت انتخاب محدودی نیز دارد. چند فروشگاه زنجیره‌ای مواد غذایی در ایران وجود دارد که بتوان در آنها میان انواع محصولات لبنی، یا انواع خشکبار چرخید و با کنترل کیفی و اطلاعات درج شده‌ی پشت هر بسته، انتخاب مناسب را انجام داد. چقدر به بازارهای محلی برای ارائه‌ی محصولات سالم امکان و فضا داده می‌شود و برای مدیریت و معرفی و حمایت‌شان زیرساخت‌های برنامه‌ریزی و کیفی لحاظ شده است؟ کیفیت در بسته‌بندی هم از فاکتورهای فراموش‌شده‌ی محصولات غذایی در ایران است. اینکه شما بتوانید بعد از مصرف اندکی از یک ماده غذایی، درش را بسته و بقیه را در دفعات دیگر مصرف کنید، اینکه هر ماده‌ی غذایی متناسب با مایع یا جامد بودنش در ظرفی با لایه‌ی نگهدارنده مناسب محصول، بسته‌بندی شده باشد و نیز درج اطلاعات کافی در مورد محصول، از جمله میزان چربی و قند و انرژی و تاریخ تولید و انقضا و درجه‌ی کیفی محصول بر روی جلد و نیز زیبایی و رنگ و در نظر گرفتن طیف‌های مختلف مخاطب و یا تولید محصولات غذایی ویژه‌ی بیماران و سالمندان، مثل مبتلایان به دیابت و چربی خون و تیروئید و غیره بسیار کم رنگ است.  در نمونه‌های دیگر برخی  کارخانه‌ها اغلب به علت مشکلات اقتصادی، عدم وجود بازار رقابتی و نظارت کافی، در محصولات تولیدی خود از مبدا کم فروشی می‌کنند. کم کردن تعداد بیسکویت‌ها از تعداد نوشته شده روی بسته، رقیق بودن آبمیوه‌های پاکتی، افزودن اسانس و طعم‌دهنده‌های رنگی، بیش از حد مجاز و کاستن از مواد اولیه‌ی مرغوب، نمونه‌های اندکی از این دست هستند. اما حتی مسؤولین امر هم می‌دانند که با این حجم بالای محصولات بی‌‌کیفیت و ارزان وارداتی و مشکلات اقتصادی نهاده شده بر گرده‌ی تولیدکنندگان، ضریب تولید مرغوب به شدت کاهش می‌یابد. برای نمونه، یکی از اعضای پژوهشکده‌ی علوم و صنایع غذایی، خانم مرضیه رضوی زاده، به یکی از خبرگزاری‌ها اعلام کرده بود: «افزودن انبوهی از طعم‌دهنده‌ها و اسانس‌های شیمیایی به محصولات غذایی، نیاز به کار پژوهشی و تحقیقاتی دارد که صنایع غذایی به علت مشکلات مالی متاسفانه به شکل مستقل عمل می‌کنند.»

حالا در همان سفره‌ای که در ابتدای این نوشتار پهن شد، باید از سلامت ماهی و آلوده نبودن آن به فلزات سنگین و سرب مطمئن شد، آبلیمویی که به آن آب و اسانس اضافه نکرده باشند، برنجی که علی‌رغم ظاهر خوب‌اش، حاصل چسب و نشاسته و خمیر برنج نباشد، تاریخ مصرف شیشه‌ی ترشی تغییر داده نشده باشد و سبزی‌های داخل آن به اندازه تازه و تمیز باشد و دوغ به عنوان محصول لبنی آلودگی به وایتکس و روغن پالم نداشته باشد! ما چقدر به سلامت آنچه که می‌خوریم می‌اندیشیم؟! چقدر پتانسیل و امکان اندیشیدن به کیفیت آنچه که می‌خوریم برای‌مان فراهم است؟!

‎برسی مجدد

تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

محمدتقی فاضل میبدی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و عضو مجمع محققین و مدرسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *