‎آخرین خبر
‎خانه / نگاه آزاد / علی اصغر رمضانپور : کانون‌ها زبان گفتگو با یکدیگر را ندارند

علی اصغر رمضانپور : کانون‌ها زبان گفتگو با یکدیگر را ندارند

IMG_6746میخواهم به آنچه که عنوانش را ریشه های تاریخی و خاستگاه های چند کانونی بودن در سیاست ایران می گذارم، بپردازم. فکر می کنم این ریشه ها در شکل گیری دولت معاصر ایران و در شکل مبارزه سیاسی ایران تاثیر گذاشته است. کاتوزیان در کتاب «ایرانیان» از رضا شاه نقل می کند که هر کشوری شکل حکومت خاص خودش را دارد و شکل این حکومت در ایران یک نفره است. رضا شاه در دوره ای این حرف را بیان می کند که معتقد به پادشاهی نیست بلکه به جمهوری باور دارد؛ این نشان دهنده یک دوگانگی است که ما در تاریخ ایران می بینیم که از سالهای قبل از مشروطیت، بعد از رضا شاه و تا الان می بینیم.
میخواهم بگویم که تمام تلاش هایی که در ایران چه به اسم حکمرانی و چه تلاش هایی که برای به زیر کشیدن حاکم مستبد انجام می‌شد دچار دوگانگی بود. میتوان به دو شکل به این موضوع پاسخ داد: یکی همین جمله‌ای که رضا شاه اشاره کرد در حالیکه او تنها کسی نبود که به این موضوع اذعان داشت بلکه پیش از او امیرکبیر هم در حمامی که کشته شد به این امر باور داشت. در حالی که بسیاری از نهادهای مدرن را هم ایجاد کرده است. زمانیکه مشروطیت پیروز شد نیز همین نگاه وجود داشت و برای پاسخ گویی به کسانی که مصالحه طلب بودند مانند ناصر الملک مدلی رادیکال به صورت تحمیل یک اراده اتفاق افتاد. اکثر این نگاه ها با یک مدل مسلط، به ریشه‌های عمیق بی‌توجه بودند. این ریشه ها باعث می شود در همین سالن، بین مردم و در حکمرانی هم با آن مواجه شویم اما این ها بازتاب دهنده خواسته های اجتماعی مختلف اند.
ما با موزائیک (چند کانونی) قومیتی، مذهبی و فرهنگی روبه روییم و از همه مهم تر ویژگی اشتباهی که باعث شده این تعدد هیچ وقت شکل سلسله مراتب طبقاتی نگیرد زیرا ما نه به آن معنا، غرب اشرافی مسلط داریم و نه بورژوازی مسلط. مشکل یافتن مدلی از سازمان دهی سیاسی یا فن حکومت داری است که بتواند چند کانونی بودن ایران را بازتاب دهد. از زمانی که دارالشوری مطرح شد از انتخابات به عنوان یک مدل برای ایجاد مصالحه میان کانون های متفاوت استفاده شد، این مدل بعد از انقلاب و تا وقتی که به مثابه یک بیعت بود، جواب می داد اما وقتی خواست چرخه قدرت را بین چند کانونه ها تقسیم کند، دیگر پاسخگو نبود.

 

بسیاری فکر میکنند، جهانی شدن به چند دهه اخیر تعلق دارد اما این گونه نیست. این جهانی شدن چه در جنبش ها و چه در افکار عمومی تاثیر خود را گذاشته است. تاثیرات جهانی شدن در ایران اگرچه در دهه های گذشته مورد توجه قرار گرفته اما در واقع از قرن 18 و 19 شاهد تاثیرات اروپا مرکزی بر مناسبات ایران هستیم که به پایدار ماندن چندگانگی کمک کرده است. ما همیشه با یک دوگانه استبداد و هرج و مرج رو به روییم. دلیل بخشی از این هرج و مرج فقدان تسلط اراده کننده است و بخش دیگر این است که کانون ها زبان گفتگو با یکدیگر را ندارند در نتیجه حکومت نیز از این کاستی، به نفع خود استفاده می کند. امروز که نفت هم دارند دیگر مهم نیست. فکر می‌کنم تنها راه یافتن مدلی برای رسیدن به مصاحبه پیش از آن که به صندوق های رای بیاندیشیم در گفتگوی انسان ها صورت میگیرد. مسیر از راهی جز این که دیگری را نباید حذف کنیم امکان پذیر نیست و من اسم آن را اصلاح طلبانه می گذارم. اصلاح طلبی متفاوت از اصلاحاتی که نقشی در سیاست ایران داشته و بخشی از حکومت بوده است. ما باید به فرآیند اصلاح طلبی برای ایجاد توان گفتگوی مسالمت آمیز در همه کانون های ایرانی فکر کنیم.

‎برسی مجدد

تعیین پیش شرط برای مذاکره جمهوری اسلامی ایران با اپوزیسیون برانداز

محمدتقی فاضل میبدی، استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه و عضو مجمع محققین و مدرسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *